<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/abc" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>سایت خبری تحلیلی کلمه</title>
	<link>http://www.kaleme.com</link>
	<description>سایت خبری تحلیلی کلمه</description>
	<lastBuildDate>Sun, 14 Mar 2010 10:12:37 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>نامه توکلی،نادران و مصباحی مقدم در خصوص هدفمند سازی یارانه‏ها</title>
		<description>کلمه:نامه احمد توكلی، الياس نادران و غلامرضا مصباحی مقدم در خصوص هدفمند سازی يارانه‏ها و درآمدهای دولت به شرح زير منتشر شد؛

روز چهارشنبه 18/12/88، پس از 68 دقیقه صحبت رئیس دولت و آقایان دکتر زارعی، نوروزی و عابدی نمایندگان تهران، شهریار، و فردوس و طبس به عنوان موافق و 32 دقیقه صحبت مخالفان آقایان دکتر مصباحی مقدم، دکتر نادران و اینجانب در جلسه غیر رسمی، جلسه رسمی شد و پس از آن پیشنهاد بازگشت به لایحه دولت رای نیاورد و مجلس بر مصوبه خود که کسب حداکثر 20 هزار میلیارد تومان درآمد از محل گران کردن قیمت حامل های انرژی ایستاد.

گرچه من با همین هم موافق نبودم ولی برای هشدار به همکارانم مطلبی تهیه کردم که نیازی به توزیع آن باقی نماند. البته نامه‌ای به امضای آقایان مصباحی، نادران و بنده در همان روز منتشر شد. چون در روزهای اخیر فردی که بدون صلاحیت لازم منصبی مهم را برعهده گرفته است، سخنان بی اساسی علیه تصمیم مجلس بیان داشته و سعی دارد آن را سیاسی جلوه دهد مفید دیدم خوانندگان عزیز را از نامه سه امضایی و نامه خودم مطلع سازم که در زیر می آید.

همکاران ارجمند! نمایندگان محترم

با سلام و احترام؛

بر حسب اطلاع، عصر امروز قبل از رسمی شدن جلسه جناب آقای احمدی نژاد در جلسه حضور و سخنرانی خواهد داشت.

موضوع سخن ایشان دفاع از پیشنهاد دولت مبنی بر درآمد چهل هزار میلیار تومان از هدفمند کردن یارانه‌ها در سال 89 است.

نکات ذیل در این راستا قابل توجه است:

1- در قانون هدفمند سازی یارانه‌ها، مجلس محترم برای سال اول پیشبینی ده تا بیست هزار میلیارد تومان درآمد از اصلاح قیمت‌ها را به تصویب رساند. مقصود از این ارقام، تغییر قیمت حامل‌های انرژی و سایر کالاهای یارانه ای در سطح قابل تحمل برای مردم است، نباید اولین شوک اصلاح قیمتی شوک سنگینی باشد که آثار ناشی از آن در سطح جامعه احیانا موجب توقف اجراء و عقب نشینی دولت شود. خوشبختانه زمینه ذهنی مناسب در عموم مردم برای اجرای این قانون در حال شکل‌گیری است اگر خدای نکرده این کار درست مدیریت نشود نتیجه معکوس گرفته می‌شود.

2- تغییر مصوبه قبلی مجلس با اصرار فوق‌العاده دولت محترم پیام خوبی برای نخبگان و عامه مردم ندارد و شان و منزلت مجلس را که در راس امور است تحت تاثیر قرار می‌دهد.

3- به نظر می‌رسد دولت باید با رای مجلس همراهی کند تا اولین سال اجرای قانون با تفاهم همراه باشد و موجب تنش در میان مردم نشود. در صورتیکه اجرای آن با آثار منفی زیادی همراه نشود می‌توان پس از آن با پیشنهاد دولت محترم همراهی کرد.

4- استدال مطرح شده از سوی دولت محترم برای افزایش درآمد ناشی از اصلاح قیمت‌ها این است که، براساس بیست هزار میلیارد تومان یارانه پرد اختی به خانوارها اندک است و اثر جبرانی ندارد. متاسفانه در این استلال یک روی سکه دیده شده است، روی دیگر سکه این است که پرداخت یارانه بیشتر مستلزم دریافت پول بیشتر از مردم است، که مردم را دو برابر تحت فشار قرار می دهد و آثار تورمی آن سنگین‌تر است، بعلاوه، اصلاح ساختارهای تولیدی و کاهش مقدار مصرف آنها نیازمند زمان است، در سال اول چنین فرصتی برای تولید کنندگان فراهم نمی‌شود، ولی آثار افزایش قیمت حامل‌های انرژی برای اجرای پیشنهاد دولت موجب خروج تولید کنندگان ازعرصه رقابت با تولیدات خارجی و احیانا خروج از چرخه تولید و بیکار شدن خیل عظیمی از کارگران خواهد شد.

در پایان، تقاضای ما این است که بر رای قبلی خود تاکید کنید تا سال اول اجرای قانون را که جنبه تجربه برای اجرای آن دارد با آرامش نسبی پشت سر بگذاریم.

احمد توکلی غلامرضا مصباحی مقدم الیاس نادران

همکاران ارجمند، نمایندگان محترم

سلام علیکم

حسب اطلاع، آقای احمدی نژاد بعد از ظهر امروز قبل از رسمی شدن جلسه قصد حضور و صحبت در صحن را دارد. موضوع سخن نیز دفاع از پیشنهاد درآمد 40 هزار میلیارد تومانی از محل گران تر کردن حامل های انرژی است. در این باره لازم می دانیم توجه همکاران محترم را به نکات مهم زیر جلب کنیم:

1. اگر دولت بخواهد 40 هزار میلیارد تومان از این محل درآمد خالص داشته باشد، باید قیمتها را چنان افزایش دهد که 50 هزار و 300 میلیارد تومان درآمد کسب کند تا پس از کسر مالیات و عوارض انواع سوخت، درآمد خالص 40 هزار میلیارد تومان باقی بماند. پس مبلغی که مردم مجبور به پرداخت آن هستند 51 هزار و 300 میلیارد تومان است نه 40 هزار میلیارد تومان.

2. تورم ناشی از این حد از افزایش قیمت با روشهای محاسباتی مختلف بین 35 تا 59 درصد برآورد می شود. وزارت اقتصاد در حین برسی لایحه هدفمند کردن، تورم ناشی از درآمد 34 هزار میلیارد تومانی را 7/15 درصد گزارش می کرد. حالا که مردم باید 51 هزار میلیارد تومان بپردازند، 9-12 درصد تورم خواهیم داشت. البته مقامات بانک مرکزی در ملاقات با رییس جمهور برای ارائه گزارش، اخیراً تورم ناشی از درآمد 20 هزار میلیارد تومانی را 4/25 درصد گزارش کرده اند، حالا که اصرار می شود خالص درآمد 40 هزار میلیارد تومانی به تصویب برسد، تورم چقدر خواهد شد؟ این نرخ تورم اضافه بر تورم موجود است که خودش به پیش بینی بانک مرکزی سال آینده بیشتر خواهد بود. اگر آثار انبساطی بودن بودجه را بدان بیفزاییم، تورمی 50 تا 75 درصدی فاجعه اقتصادی سال است که انتظارات تورمی فاجعه را شدیدتر می سازد.

3. افزایش قیمت حامل های انرژی در حدی که بیش از 51 هزار میلیارد تومان درآمد حاصل شود هزینه های تولید را برای تولید کنندگان به شدت افزایش می دهد. تنها اثر مستقیم این گرانی ها هزینه تولید کننده صنعتی را 2/44 درصد اضافه می کند، فعالان بخش حمل و نقل باید نزدیک به نیمی از کرایه دریافتی را برای سوخت بدهد و کشاورزان نیز با اضافه هزینه شدیدی روبرو می شوند. در وضع فعلی اکثر تولیدکنندگان زیر ظرفیت کار می کنند و از نداشتن سرمایه در گردش کافی می نالند. با افزایش هزینه های تولید، به ناچار تولید را کاهش می دهند و بیکاری را می افزاید. با خیل کارگران بیکار شده چه خواهیم کرد؟

4. آیا پرداختهای جبرانی، خنثی کننده آثار منفی هست؟ مردم در این سناریو، 51 هزار میلیارد تومان پرداخت می کنند تا دولت 40 هزار میلیارد تومان به دست آورد. 50 درصد مبلغ 40 هزار میلیاردی یعنی 20 هزار میلیارد تومان صرف جبران فشار بر خانوارها می شود، حتی اگر این پرداخت جبرانی درست پرداخت شود و خیل کثیر معترضان به اشتباه و تبعیض پیدا نشود، چه مقدار از فشار تورمی مذکور جبران می شود؟ توزیع 12 هزار میلیارد تومان سهم بخش تولید چقدر جلوی رکود و بیکاری را خواهد گرفت؟ چقدر این باز توزیع ها هدفمند و سالم انجام می شود؟

5. آثار سیاسی قبول این پیشنهاد دولت نیز بسیار درخور توجه است. یکبار دیگر به سیر ماجرا فکر بفرمایید؛ سه ماه بعد از تشکیل کمیسیون ویژه، دولت دست از مقاومت بر می دارد و حاضرمی شود لایحه هدفمند کردن را به مجلس تقدیم کند. 9 ماه تلاش همکاران در کمیسیون و تعامل با دولت، منجر به این شد که کمیسیون پیشنهاد شوک آور دولت را که مبنی بر کسب درآمد 34 هزار میلیارد تومانی از گران کردن بود، نپذیرفت و 10 تا 20 هزار میلیارد تومان را تصویب کرد. در صحن علنی ضمن رسیدگی به گزارش کمیسیون، رییس دولت به مجلس آمد و با اصرار خواست که مجلس لایحه دولت را دربست بپذیرد. مجلس در این مورد زیر بار نرفت گرچه در برخی موارد همکاری نشان داد. سرانجام لایحه تبدیل به قانون شد و قانون هدفمند سازی در آبان 88 به دولت ابلاغ شد. در بهمن ماه، گویی که هیچ الزام قانونی به وجود نیامده دولت پیشنهاد 40 هزار میلیاردی را داد. کمیسیون تلفیق آن را نپذیرفت و همان 20 هزار میلیارد تومان را تثبیت کرد. حالا رییس جمهور اصرار می کند که مجلس از تمام مسیر رفته بازگردد. اگر مجلس بپذیرد، چه اثری بر آبروی قوه مقننه می گذارد؟ نخبگان جامعه و مردم حساس به استقلال مجلس در برابر دولت چه خواهند گفت؟ با روحیه تصلب دولت چه خواهید کرد؟ آبروی قانون به آبروی مجلس بستگی ندارد؟

خلاصه، خیرخواهانه به شما همکاران عزیز عرض می کنیم که در دفاع از مصالح ملک و ملت به پیشنهاد احتمالی بازگشت به لایحه در این زمینه رای ندهید.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14193</link>
			</item>
	<item>
		<title>رشیدپور:نمی‌دانستم گریه کردن برای روح‌الامینی هم مجوز می‌خواهد</title>
		<description>کلمه: رضا رشیدپور مجری برنامه های تلویزیونی و رادیویی که عصر روز چهارشنبه مجری برنامه انجمن اسلامی دانشگاه تهران بود، به خبر منتشر شده برخی سایتها در روز پنج شنبه با عنوان " بزن برقص مختلط انجمن اسلامی دانشگاه تهران " واکنش نشان داد .

رشید پور در وبلاگ شخصی اش با بیان اینکه «عجب روزگاری شده... یک سایت اینترنتی که در چند روز اخیر دامن این وبلاگ ناچیز بنده را گرفته و رها نمی کند خبری را منتشر کرده که باعث حیرت و تاسف من شد » ، نوشت :

این دوستان جوان و نازنین نوشته اند که بنده اجرای یک مراسم رقاصی در دانشگاه تهران را بر عهده داشته ام که در آن برنامه هنجار شکنی شده و آسمان به زمین آمده و منکرات شده و سبز بوده و از این حرفها ... هرچند که ساختن چنین خبری در واکنش به پست اخیر بنده صورت گرفته و این خود گواه عصبانیت تهیه کنندگان این سناریو است اما به پاس حرمت افکار عمومی این نکات را یاد آوری می کنم.

رشیدپور برگزاری این برنامه را با مجوز رسمی مسئولان محترم دانشگاه تهران وبا حضور مقامات رسمی دانشکده ی داروسازی عنوان کرد و گفت : برنامه ای که در آن چهارده صلوات نذر ارواح مطهر شهدا شده وپایان آن دعای تعجیل در ظهور حضرت ولی عصر (ع) بوده چگونه می تواند مراسم فتنه باشد ؟

وی همچنین به نکات دیگری را هم در پاسخ مطرح کرده که بدین قرار است :

- اگر پخش ترانه های مجوز دار از احسان خواجه امیری و محمد اصفهانی مصداق رقص و فتنه است لطفا مراتب را به وزارت محترم ارشاد گوشزد فرمایید که از این پس به این هنرمند ها مجوز کاست ندهد.

- چگونه در مراسمی که با نظارت نزدیک به بیست نفر از عزیزان حراست برگزار شده دختر ها و پسرها دست هم را گرفته اند و آب از آب تکان نخورده ؟

- همانگونه که استحضار دارید رنگ بهار سبز است و چون این خیریه برای بهار برگزار شده بود مجری برنامه نمی توانست که به هنگام خواندن متون ادبی و احساسی اعلام کند که تا چند روز دیگر طبیعت به رنگ بنفش در خواهد آمد.

- فرموده اید که من در آن برنامه گریه کرده ام و اتفاقا این یک مورد را راست می گویید . اما اصلا نمی دانستم هنگامی که دکترروح الامینی از نبود پسرش در آستانه عید بغض می کند برای شکستن دلم و چند قطره اشک باید پیشاپیش از شما مجوز می گرفتم .

رشیدپور در خاتمه عنوان کرده در صورت نیاز فیلم کامل این مراسم را منتشر می کند .
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14190</link>
			</item>
	<item>
		<title>محکومیت مدیرمسوول «اقبال» به پرداخت جزای نقدی و محرومیت از مسوولیت‌های مطبوعاتی</title>
		<description>کلمه:شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران، مدير مسوول روزنامه «اقبال» را به پرداخت 20 ميليون ريال جزاي نقدي بدل از حبس و 5 سال محروميت از مسووليت‌هاي مطبوعاتي بدل از حبس محكوم كرد.

به گزارش ايسنا جلسه رسيدگي به پرونده روزنامه «اقبال»، شانزدهم اسفندماه در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران و با حضور هيات منصفه مطبوعات برگزار شد.

پس از اتمام جلسه رسيدگي، هيات منصفه مطبوعات وارد شور شد و نسبت به اين پرونده اعلام نظر كرد و شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران، مدير مسوول روزنامه مذكور را در مورد اتهام تبليغ عليه نظام به پرداخت 20 ميليون ريال جزاي نقدي بدل از حبس و در مورد اتهام نشر مطالب خلاف واقع به 5 سال محروميت از مسووليت‌هاي مطبوعاتي بدل از حبس محكوم كرد و وي را از اتهامات ترويج مطالبي كه به اساس جمهوري اسلامي ايران لطمه وارد مي‌كند، تشويق افراد به ارتكاب اعمالي عليه امنيت كشور، استفاده ابزاري از تصاوير زن و ايجاد اختلاف بين اقشار جامعه تبرئه كرد.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14188</link>
			</item>
	<item>
		<title>دلنوشته مهدی میردامادی برای پدر در بندش محسن میردامادی</title>
		<description>کلمه:در آستانه دویست و هفتادمین روز حبس  محسن میردامادی دبیر کل جبهه مشارکت فرزند او در دلنوشته ای خطاب به پدرش توشته است:

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

نه دست صبر که در آستین عقل برم

نه پای عقل که در دامن قرار کشم

پدر عزیز! «بابا محسن» دوران کودکی ام!

مدتها بود به این نام نخوانده بودمت؛ اما این روزها لحظه ای نیست که از سالهای دور و خاطرات کمرنگ آن یاد نکنم، و دوست دارم مثل همان دوران صدایت بزنم.

من و برادرانم، سالهای سال بودنت را تنها در سحرهای رمضان حس می کردیم و - هرچند من چند سالی می شود که سحرها هم محروم بوده ام از تو - به عادت، دوری ات را هم امسال در همان سحرها باور کردیم؛ چون تا بود، وقتی بودی هم نبودی؛ همیشه مشغول و همواره درگیر در جای جای وطن، در رده های مختلف: از همراهی مؤثر در راه اندازی سپاه پاسداران، تأسیس جهاد سازندگی، فعال کردن ستاد جنگ دانشگاهها، معاونت دادستان کل کشور، معاونت بعثه حجاج ایرانی، و استانداری خوزستان در یکی از بحرانی ترین برهه های جنگ و حساس ترین مقاطع تاریخ بعد از انقلاب، تا راه اندازی جبهه مشارکت ایران اسلامی و روزنامه های متعدد اصلاح طلبانه، هدایت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، و دست آخر نیز نشر علم در دانشگاه تهران و هدایت فراگیرترین حزب کنونی کشور؛ از نیروهای مسلح و قوه قضائیه و قوه مجریه تا قوه مقنّنه و نهادهای مدنی؛ و چه طعنه آمیز که در این مناصب، تعدادی از نودولتان امروز در مجموعه تحت مدیریتت بوده اند... و چه غمناک که هریک از این سازمانها و نهادها، امروز کارکردی متفاوت - و شاید مغایر - با آنروزها دارند... که حدیث مفصل آن نگنجد در این مجمل.

در همان خاطرات کمرنگ دوران کودکی، ناهمواری راهِ پیشِ رویت را یکبار دیگر به یاد می آورم که به مدد آن، بار دیگر تحصیل علم و دانش را برگزیدی و امروز عیان است که جز خیر و برکت و گوهر معرفت نصیبت نبوده [1].

نه هر درخت تحمل کند جفای خزان

غلام همت سروم که این قدم دارد

اینبار هم باورم این است که ورای این غوغای ظاهری، از جام بلای مقرّبین این بزم [2]، صرفه با تو و هم مسلکان گرفتارت، و خسران، آنِ مملکت و خُسروانش است که از تمیز صلاح مملکتشان عاجزند و مخازن علم و معادن حکمت دیار خود را اینچنین لاینتفع برای مُلک می پسندند؛ و در عجبم از تکرار این حدیث نامکرر [3]، که در هر زبان و زمان باید واقع شود و باز هم باید دیده اعتباری یافت نشود [4] که طرفی از آن بربندد و پندی از آن بگیرد؛ اما:

ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ

از این فسانه هزاران هزار، دارد یاد

تو و هم مسلکانت گرفتار عادت فلک شده اید که زمام امور به دست مردم نادان می سپارد [5] و قصه های پرغصه می سراید؛ اما تاریخ گواه است که همین چرخ سفله پرور [6]، چه عاقبت و عقوبتی برایشان رقم می زند که از آن گزیری و گریزی ندارند؛ گواه است بر عاقبت آنچه اینبار بر ما و مُلکمان می رود؛ و پر است از نمونه هایی همسان که روزگار، بر صحیفه هستی نگاشته... چون حکایت کاخی که جمشید در او جام گرفت...[7]

اوَلم يَسيروا فی الأرضِ فينظروا كيفَ كانَ عاقبةُ الّذينَ كانوا من قبلهم كانوا هم اشدَّ منهُم قوّهً و اثاراً فی الارض (غافر، 21)

پس تو هم به صبر کوش [8] و مرنج از طعن حسودان [9] بی عمل [10]، که چنین نیز هم نخواهد ماند [11].

اما اگر کمان گوشه نشینان را شکستند، با تیر آه دلشکستگان چه می کنند [12] این بندگان قدرت و بردگان زور و زر و تزویر؛ و چگونه از فرجام شوم کرده های ناصوابشان دامن می شویند آن زهدفروشان خرقه پوش؟ باز به گواه همان تاریخ مکرّر، این نورسیدگان نیز چاره ای ندارند جز آنکه تا ساغرشان پر است [13] مشی دیگر در پیش بگیرند و یا مسیر بی بازگشت کنونی خود را تا فرجام تلخ آن بپیمایند.

با که این حال عجب گویم [14] که تو را به حکم آن محتسب در بند کردند که امروز بیش از همیشه متهم است در رنجهای امروز فرزندان این ملت، اما هنوز صاحب منصبی دیگر است؛ و لابد هستند دیگرانی که چند صباحی دیگر سرّشان از پرده برون می افتد و رازشان بر خلایق عیان می گردد. و از پی این همه زهد ریایی و بی عملی، من به عصبیت در جوامع ملل می اندیشم و «تهاجم» و «اوج» و «تجمل»، که اگر تدبیری نباشد بر آنها، «استبداد» و «انحطاط» را در پی می آورد.

نشان اهل خدا عاشقی است، با خود دار

که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم

صیف رفت و شتا به انتها رسید تو همچنان در بند، که هستی [15] و هنوز دغدغه ات اصلاح اوضاع وطن [16] و ما کم کمک آماده شده ایم که گویا با آمدن بهار و عید گل [17] هم باید دوری ات را بیشتر باور کنیم. پایمردی های شما مصلحین تاریخ ساز است و اگرچه بدعهدی ایام [18] امروز قصه های پرغصه می سراید، اما اینبار صبح امید، معتکف نیست [19] و رهسپاران کوی امید بیش از هر زمان چشم انتظار سبزترین فصل سال [20] هستند؛ و مصطفای عزیزت - که از وقتی پا به این دنیا گذاشته هنوز تو را جز در این احوال ندیده - بیش از همه نشانها نویدبخش این تکوین و تعالی است.

یکبار که زبان حالی از تو پرسیدم با حسرت سالهای دور را یادآور شدی و گفتی:

حال ما در فُرقت جانان و ابرام رقیب

جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

و من در چشمانت چنین خواندم زبان حالت را که:

لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق

داوری دارم بسی یارب، که را داور کنم

عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار

عهد با پیمانه بندم، شرط با ساغر کنم

عاشقانرا گر در آتش می پسندد لطف دوست

تنگ چشمم گر نظر بر چشمه کوثر کنم

دوره ها از پی هم می آیند و می شوند و هرکسی پنجروز نوبت اوست [21]. بگذار این نیز بگذرد [22].

إنّ مَوعِدُهُم الصُّبح، أليسَ الصُّبحُ بقَريب؟!

پی نوشتها:

1. گوهر معرفت اندور که با خود ببری - که نصیب دگران است نصاب زر و سیم (حافظ)

2. هرکه در این بزم مقرب تر است - جام بلا بیشترش می دهند

3. یک نکته بیش نیست غم عشق وین عجب - کز هر زبان که می شنوم نامکرر است (حافظ)

4. هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی - گوش سخن شنو کجا، دیده اعتبار کو (حافظ)

5. فلک به مردم نادان دهد زمام امور - تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس (حافظ)

6. آب و هوای فارس عجب سفله پرور است... (حافظ)

7. آن کاخ که جمشید در او جام گرفت - آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می گرفتی همه عمر - دیدی که چگونه گور، بهرام گرفت؟ (خیام)

8. به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند - چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی (حافظ)

9. دلا ز طعن حسودان مرنج و واثق باش - که بد به خاطر امیدوار ما نرسد (حافظ)

10. ...که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن (حافظ)

11. رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند - چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند (حافظ)

12. عقاب جور گشوده است بال در همه شهر - کمان گوشه نشینی و تیر آهی نیست (حافظ)

13. ای نور چشم من سخنی هست گوش کن - تا ساغرت پر است بنوشان و نوش کن (حافظ)

14. حافظ این حال عجب با که توان گفت، که ما - بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم (حافظ)

15. دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی (سعدی)

16. صباحی چند از صیف و شتا هم گرچه در بندم - ولی پاییز را در دل، عزای دیگری دارم (اخوان ثالث)

17. عید است و آخر گل و یاران در انتظار (حافظ)

18. باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز... (حافظ)

19. صبح امید که بُد معتکف پرده غیب... (حافظ)

20. به لحظه لحظه این روزهای سرخ قسم، که بوی سبزترین فصل سال می آید (زنده یاد قیصر امین پور)

21. دور مجنون گذشت و نوبت ماست - هر کسی پنجروز نوبت اوست (حافظ)

22. چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد - بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرا بسی کاروان گذشت - ناچار، کاروان شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید - نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم - تا سختی کمان شما نیز بگذرد... (سیف فرقانی)

منبع:ندای سبز آزادی
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14184</link>
			</item>
	<item>
		<title>اعتراض به انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی؛مجلس کوتاه آمده است</title>
		<description>کلمه:عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس برای دومین بار نسبت به انحلال سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی توسط دولت در جریان بررسی لایجه بودجه 89 اعتراض و با اشاره به ذکر عنوان معاونت برنامه‌ریزی و نظارت و راهبردی در بندهای مختلف بودجه تاکید کرد که مجلس با انحلال سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی موافقت نكرده است.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، مصطفی كواكبیان در آخرین نوبت بررسی لایجه بودجه 89 در  با استناد به اصل 71 قانون اساسی مبنی بر اینکه کار قانون‌گذاری بر عهده مجلس است، در تذکری اظهار داشت:«سال گذشته در لایحه بودجه تعبیر معاونت برنامه‌ریزی و نظارت، راهبردی مطرح نبود و به جای آن سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی مطرح بود.»

وی افزود:« اگر واقعا قرار است كه ما به عنوان نمایندگان مجلس کوتاه بیاییم و هر چه دولت بگوید و ما هم بگوییم اشكالی ندارد خوب ما هم اینگونه عمل نماییم اما اگر قرار است ما قانون تعیین كنیم. به نظر ما یعنی مجلس، سازمان برنامه و بودجه هنوز منحل نشده است و دولت آن را منحل كرده است اما مجلس قانون را هنوز تصویب نكرده‌است.»

نماینده اصلاح‌طلب سمنان تاکید کرد:« مجلس در این موضوع كوتاه آمده‌ و این موضوع اشكال دارد.»

رئیس مجلس در پاسخ به این تذکر اظهار داشت:«من نمی‌دانم چرا از این الفاظ كوتاه آمدیم استفاده می‌كنید اینها بحث حقوقی است و ما این مساله بررسی كردیم و گفتند اشكال ندارد.»

وی با اشاره به اصل 126 قانون اساسی افزود:«این اصل تاكید دارد كه رئیس دولت مسئولیت امور برنامه و بودجه و امور اداری و استخدامی كشور را مستقیما برعهده دارد و می‌تواند اداره آنها را بر عهده دیگری بگذارد بنابر این مستقیم به ایشان مربوط است.»

لاریجانی خاطر نشان کرد:از لحاظ حقوقی نشان می‌دهد كه اشكال كیفی وجود ندارد و بهتر بود كه دولت در این رابطه لایجه به مجلس می‌آورد.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14178</link>
			</item>
	<item>
		<title>سالنامه سبز “بهار”منتشر شد</title>
		<description>کلمه:سال‌نامه‌ روزنامه‌ اصلاح‌طلب بهار برای نخستین بار در 300 صفحه منتشر می‌شود.

پس از توقیف پی‌درپی روزنامه‌های اصلاح‌طلب، بهار از معدود روزنامه‌های اصلاح‌طلبی است که هنوز به انتشار خود ادامه می‌دهد.

پیش از برخی روزنامه‌ها از جمله همشهری نیز سال‌نامه‌ی خود را منتشر کردند، اما به نظر می‌رسد سال‌نامه بهار که قطعاً محتوای سیاسی پرباری خواهد داشت، متفاوت‌تر و جذاب‌تر خواهد بود. این سال‌نامه امروز یک‌شنبه منتشر شد.

بر روی جلد این ویژه نامه تصویر هاشمی رفسنجانی قرار دارد که در زیر آن نوشته شده- باید که سپر باشد ،پیش همه پیکان ها - در صفحه اول یادداشتی از سید محمد خاتمی منتشر شده با این تیتر که دفاع از حق و حرمت مردم بود.

در این ویژه نامه 300 صفحه ای یادداشت و گفت و گو هایی با عزت الله سحابی،صادق زیبا کلام،احسان شریعتی،مجید انصاری و...منتشر شده است.همچنین مطالبی با عنوان اقتصاد در سایه انتخابات با آثار و گفت و گو هایی ازکمال اطهاری،عیسی رضایی ، سید محمود شهرستانی و ... منتشر شده است.

</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14174</link>
			</item>
	<item>
		<title>&#8220;حداقل مزد ۸۹ فقط برای نفس کشیدن است&#8221;</title>
		<description>کلمه: رييس اتحاديه كارگران شهرداري تهران رقم 303 هزار و 48 تومان حداقل مزد كارگران براي سال 89 را ناعادلانه دانست وگفت: از اعضاي شوراي عالي‌كار مي‌پرسم كه اين رقم را به چه مبنايي تعيين‌كرده ايد.
عبدا... مختاري درگفت‌وگو با خبرنگار ايلنا افزود: اين رقم فقط كفاف هزينه اياب و ذهاب و نفس كشيدن كارگران در جامعه است.
وي سال 89 را سال عميق‌تر شدن مشكلات جامعه كارگري توصيف كرد و اظهار داشت: كارگران يا به شغل دوم روي خواهند آورد ويا بازدهي آنان در شغل اشان كاهش خواهد يافت.
مختاري با تاكيد بر اينكه كارگران بابت حداقل مزد، تورم‌هاي معوق پرداخت نشده زياد دارند، خاطرنشان‌كرد: تعيين حداقل مزد بدون ناديده گرفتن خط فقر مورد قبول كارگران نيست.
وي تصريح كرد: از اعضاي شوراي عالي كار مي‌پرسم كه آيا شما با 303 هزار تومان حقوق ماهانه قادر به ادامه زندگي هستيد.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14171</link>
			</item>
	<item>
		<title>بعد از توقیف روزنامه های اصلاح طلب؛ رامین به نشریات عامه پسند هشدار داد</title>
		<description>کلمه: معاون امور مطبوعاتی و اطلاع‏رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای سومین بار طی یک هفته در نشستی با مدیران نشریات اجتماعی، خواستار مراعات قانون مطبوعات و عمل به رسالت مطبوعاتی توسط آنها شد.
به گزارش مهر، سومین نشست معاون امور مطبوعاتی با مدیران نشریات اجتماعی روز شنبه 22 اسفند در محل این معاونت برگزار شد.
رامین در سومین نشست از سلسله نشست‌های هم‏اندیشی با مدیران نشریات عامه‏پسند و اجتماعی، با یادآوری مسوولیت مدیران این نشریات در برابر قانون مطبوعات و فعالیت سالم مطبوعاتی گفت: «از آنجا که مشروعیت فعالیت‌های رسانه‏ای نشریات بنا بر مجوز نظام جمهوری اسلامی ایران صورت می‏گیرد، بنابراین حضور افراد و افکار و شیوه‌های ناسالم در اینگونه نشریات با رسالت مطبوعاتی مطابق ماده 2 این قانون، در تضاد است.»
وی افزود: «روشن ساختن افکار عمومی و افزایش سطح دانش مردم، پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی بیان شده، تلاش برای نفی مرزبندی‌های کاذب و تفرقه انگیز، مبارزه با مظاهر فرهنگ استعماری، ترویج و تبلیغ فرهنگ اصیل اسلامی همراه با گسترش فضائل اخلاقی که در قانون مطبوعات مورد تاکید قرار گرفته، در فضای رسانه‌ای کشور ما جای آن به شدت خالی است.»
معاون امور مطبوعاتی و اطلاع‏رسانی عنوان کرد: «این معاونت طبق ماده 45 قانون مطبوعات موظف به نظارت دقیق بر عملکرد جرائد و انجام رسالت مطبوعاتی آنها است و در برابر مردم، مجلس و قوه قضاییه پاسخگو است. تخلف از مواد قانون مطبوعات چه از طرف رسانه‌ها و چه از جانب معاونت مطبوعاتی، جرم محسوب می‌شود. نشانه سلامت عملکرد‌ها و همچنین شاخصه یک مجموعه سالم، مراعات قانون است و هیچکس مجاز به سرپیچی یا اغماض از قانون نیست.»
مدیران نشریات اجتماعی و عامه‏پسند با استقبال از ادامه این هم‏اندیشی‌ها و اعلام آمادگی برای سالم‏سازی فضای رسانه‏ای، استمرار اقدامات سازنده معاونت مطبوعاتی در راستای ایجاد مساعدت فکری برای تامین موفقیت جامعه مخاطب رسانه‌ها را خواستار شدند تا از تجربیات و دانش حوزه‌های فرهنگ،‌ جامعه‏شناسی،‌ دین ‏شناسی و غیره در رسانه‌ها بهره‌برداری بیشتری بشود.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14164</link>
			</item>
	<item>
		<title>نوشتاری از احمد مسجد جامعی؛ آزاده</title>
		<description>کلمه-احمد مسجد‌جامعی: هنگامی كه نخستین كتاب همشهری همراه با روزنامه آن منتشر شد، یادداشتی به همین قلم درباره این تجربه انتشار یافت. مسئولیت راه‌اندازی این كار با دوست دانشورم، آقای سیدفرید قاسمی بود.

موقع خرید روزنامه، تا چند شماره، ضمیمه آن را جستجو می‌كردم. بعد از مدتی سیدفرید روزنامه را ترك كرد و من هم كم‌كم سررشته انتشار كتاب پیوست روزنامه را گم كردم، تا این كه چندی پیش به مترجم ارجمند، آقای غلامرضا امامی برخوردم و از كارهای تازه او پرسیدم. چند روز بعد از آن كتابچه‌ای از مجموعه همشهری برایم فرستاد با عنوان «لرزنده» و یادداشتی محبت‌آمیز با توضیحی كوتاه كه با خط خودش نوشته بود و روی آن چسبانده بود.

ترجمه سه داستان كوتاهِ كوتاه یا به اصطلاح مینی‌مالیستی از غسان كنفانی، نویسنده، مترجم، روزنامه‌نگار، ادیب و مبارز فلسطینی. غسان در عكّا به دنیا آمد و دوره دبستان را در یافا، سرزمین پرتقال‌ها گذراند. در 9 آوریل 1948 (1327 ش)، درست در دوازدهمین سالروز تولدش، فاجعه دیر یاسین اتفاق افتاد. در این روز صهیونیست‌ها 254 كودك و زن و مرد ساكن این دهكده را قتل عام كردند و در پی آن، هشتصدهزار فلسطینی از خانه و خاك خویش رانده شدند.

در این واقعه كه مردم فلسطین از آن به نكبت اولی یاد می‌كنند، خانواده غسان نیز ناگزیر به لبنان و سوریه كوچ كردند. غسان دوره دبیرستان را در دمشق به پایان رساند و بعدها معلم مدرسه پناهندگان فلسطینی شد. مدتی در یكی از مدارسی كه در چادرها برپا كرده بودند، به كودكان آموزش داد،‌ هر چند بیشتر شاگردانش چریك شدند.

غسان پس از چندی به حوزه مطبوعات روی آورد. او به كویت رفت و در آن‌جا با نام مستعار ابوالعز یادداشت‌های سیاسی می‌‌نوشت. سپس به بیروت آمد و در مجلات معتبری از قبیل الحریه، المحرر و الهدف قلم زد. غسان سخنرانی زبردست بود و به نمایندگی از نویسندگان،‌ مبارزان و دانشجویان فلسطینی در كنگره‌های جهانی شركت می‌‌كرد. او در نقاشی نیز هنرمندی نوآور بود، نقاشی‌های پشت جلد «الهدف» (نشریه سخنگوی جبهه خلق برای آزادی فلسطین) را می‌كشید. او داستان‌نویسی پركار و نمایشنامه‌نویسی نواندیش بود. نخستین داستان كوتاهش در 1956، هنگامی كه بیست سال داشت، انتشار یافت.

چهره او در ادب معاصر فلسطینی، وقتی تنها 26 سال داشت، خوش درخشید. در مسابقه قصه‌‌نویسی برای جوانان عرب كه مجله معارف برگزار كرد، غسان از میان 250 شركت‌كننده، برنده اول شد. نخستین كتابش به نام «مرگ تخت شماره 12» در 1961(1340 ش) به چاپ رسید. «شعرهای سرزمین اشغالی» نخستین كتابی بود كه درباره شعر مقاومت و اشعار میهنی به زبان فخیم و عامیانه به وسیله او نگاشته شد. غسان این اثر را با چنان دقت علمی نوشت كه بعدها مأخذ و مرجع همه كتاب‌هایی شد كه در این باره نوشته‌اند.

غسان كنفانی، در ایران چندان شناخته شده نیست. در دوران انقلاب و در دهه پنجاه یكی دو اثر از او ترجمه و منتشر شد. در سال 1376 به مناسبت پنجاهمین سال اشغال فلسطین، با همكاری اتحادیه نویسندگان عرب، نمایشگاه و مراسم ویژه‌ای همزمان با نمایشگاه بین‌المللی كتاب برگزار شد كه در آن برخی از شخصیت‌های داخلی و خارجی در مورد ادبیات مقاومت، شعر، كاریكاتور و جلوه‌های تصویری مقاومت فلسطین سخن گفتند و آثاری ارائه دادند. غسان كنفانی از شخصیت‌هایی بود كه آثارش در نمایشگاه ارائه و در باب او صحبت شد. خوشبختانه برپایی غرفه فلسطین و مقاومت تا پایان دوره وزارت این جانب در نمایشگاه ادامه یافت. غسان در هنر، بویژه سینمای ایران حضوری تأثیرگذار و ناپیدا دارد. نوشته‌های او بیان واقعیتی تلخ است.

آثارش آفرینش تازه‌ای از واقعیت است، نه خود واقعیت. به قول غسان، داستان صددرصد واقعی است. در عین حال حسی به آدم می‌دهد كه در متن وجود ندارد. او به تلخی و به صد زبان از واقعیتی هولناك سخن می‌گوید: اندوه و افسوس از ریشه كنده شدن و از خانه و خاك جدا ماندن. داستان فیلم ارجمند «بازمانده» ساخته مرحوم سیف‌اله  داد تحت تأثیر یكی از آثار اوست: «بازگشت به حیفا». به تازگی فیلم «عصر روز دهم» ساخته آقای مجتبی راعی، درست یكی دو روز پیش از برگزاری جشنواره فیلم فجر در خانه سینما به نمایش در آمد. داستان این فیلم هم از ادبیات غسان متأثر است؛ بویژه كه تهیه‌كننده هر دو اثر، آقای منوچهر محمدی است. سرانجام می‌رسیم به كتابچه آقای غلامرضا امامی كه ترجمه سه داستان كوتاهِ كوتاه غسان كنفانی است؛ چیزی كه از بین نمی‌رود- لرزنده- كلیدی تبرگونه.

درونمایه دومین داستان، فقر است؛ تصویری جذاب از دو زندگی و تفسیری است از دو واژه فقر و غنا. سومین قصه‌، پس از شكست 1967 نوشته شده و پیام مقاومت مسلحانه را در خود دارد.

اما قصه اول كه نشانه سفر در فضا و فرهنگ ایران است و زمان و مكان در حوزه تمدنی ما، برایم جالب‌تر بود. غسان با این كه هنگامی كه ترور شد، تنها 36 سال داشت، اما زندگی پرماجرایی را پشت سر نهاده بود كه از آن شمار است سفری به ایران.

احتمال ارتباط او با نیروهای مبارز ایرانی هم وجود دارد. از اوایل دهه 40 كه امكان هرگونه گفت‌‌وگو با رژیم شاه از بین رفت، در میان گروه‌هایی از معترضان رویكرد مسلحانه شكل گرفت كه پایگاه اصلی‌اش در جنبش‌های آزادی‌بخش فلسطینی بود؛ از این رو آموزش نیروهای چپ و ماركسیستی عموماً در گروه ژرژحبش و فعالیت شاخه‌های مذهبی و نیروهای ملی در حوزه الفتح سامان یافت. در زمان جمال عبدالناصر، این تلاش‌ها در مصر ادامه یافت. غسان با نشریاتی كه ناشر اندیشه‌های ناصر بودند، همكاری نزدیك داشت؛ ‌بعدها با طرح مسأله جعلی خلیج عرب به جای خلیج فارس، گروه‌های ایرانی كم‌كم از مصر خارج شدند و لبنان را مركز اصلی فعالیت‌های خود ساختند.

غسان به كویت آمد و رفت زیادی داشت؛ برادر و خواهرش در آن‌جا به تدریس در مدارس سرگرم بودند. او با نام مستعار در یكی از روزنامه‌های این كشور یادداشت سیاسی می‌نوشت. این موارد می‌تواند زمینه آشنایی او با ایران و ایرانی و سفر به این سرزمین باشد.

اگر به متن داستان وفادار باشیم، می‌توان برای قصه او عنوان «گل سرخی بر مزار خیام» برگزید. آنچه درخور توجه است، عشق و علاقه وافری است كه یك مبارز تمام‌عیار فلسطینی به خیام، شاعر شوریده‌سر ایرانی دارد. از نظر غسان مبارزه و شوریدگی قابل جمع است و تا كسی سری شوریده نداشته باشد، نمی‌تواند در راه آزادی مبارزه كند. شاید همین عمق نگاه است كه غسان را از بسیاری نویسندگان مقاومت جدا ‌كرده و زمینه‌ساز الهام پیدا و پنهان او به هنر و هنرمندان ایران می‌كند.

قهرمان این داستان، لیلی است؛ همان شخصیتی كه در ادبیات ایران بلندآوازه‌ است و حاضر به ترك زمین و سرزمین و قبیله خود نیست. لیلی غسان با لیلی عرب‌ها فرق می‌كند. او گرفتار عشق عذری و خودآزاری نیست. درد هجران را شیرین‌تر از وصال نمی‌یابد. او تشنه وصل است، اما معشوق او آزادی میهن اوست. او همچون لیلی ایرانی، اگرچه ناكام می‌ماند، اما در جست‌وجویی عاشقانه است و برای آن مبارزه می‌كند. آیا لیلی، مام وطن است؟

غسان در این داستان به یاد خاطرات و گذشته‌‌ای است كه بر حیفا و او گذشته. آن وقت‌ها بعضی از مردم می‌جنگیدند و بعضی می‌گشتند و بعضی هم خائن بودند. لیلی به دست كسانی كه به آرمان مردم خیانت می‌كردند، لو رفت و گرفتار شد؛ هر چند معلوم نبود چه عملیاتی داشته است. او را دستگیر كردند و در «هادار» (شكنجه‌گاه صهیونیست‌ها) آزار و شكنجه جسمی و روحی دادند. او شب‌های سخت و هولناكی را در زندان‌ گذراند.

پس از نه روز كه از «هادار» بازگشت، نه می‌گریست و نه می‌لرزید، بلكه آرام  و ترسناك بود و بر معصومیت چهره زیبایش غبار غم و اندوه نشسته بود؛ احساس می‌كرد شكست خورده؛ چیزی برای باختن نداشت و خبری را انتظار نمی‌كشید. حالا او بر دشمن برتری داشت. پیدا بود كه با وجود صبوری، كینه‌اش تیزتر شده: «وقتی كه همسایه‌ها آمدند تا او را با خود ببرند، به آن‌ها گفت من همه چیزم را از دست داده‌ام؛ اما نمی‌خواهم گذشته زیبایم را در حیفای زیبا از دست بدهم.» آخرین یادگارهای لیلی، یك خاطره است و یك كتاب: رباعیات خیام.

خاطره، یادآور روزی است كه صف بلند كامیون‌ها با هزاران فلسطینی، كه چشمانی اشكبار داشتند، سرزمین پرتقال‌های غمگین را به سوی سرنوشتی نامعلوم پشت سر گذاشتند و در جاده‌های مه‌آلود و پر پیچ وخم لبنان پراكنده شدند. این خاطره هیچ‌گاه از یاد رفتنی نیست، لیلی با حسی دردآلود و غریبانه گفت:

«نمی‌توانم آن 9 روز وحشتناك را فراموش كنم؛ اما نبرد را برای دفاع از حیفا ادامه می‌دهم. می‌دانم كه چیزی را بیشتر از زندگی‌ام فدا كردم. تو می‌توانی حیفا را ترك كنی، از حیفا فرار كنی. اما روزی بیدار خواهی شد. متوجه خواهی شد و پشیمان خواهی شد. لیلی غمگین می‌خواست برای او چیزی بماند كه از دست ندادنی بود.»

گرچه همواره مرگ، سایه بر زندگی افكنده است، اما این گونه‌ای دیگر است، وقتی كه اراده انتخاب مرگ با تو باشد.

آیا لیلی نمادی از تسلط‌یابی هویت زنانه در مبارزه و مقاومت است؟

اما از لیلی یك كتاب ارزشمند هم باقی ماند. كتابی كه معنا و مفهوم الگوی رفتاری اوست و به فهم مناسبات عالم كمك می‌كند: «كتاب جالبی بود، ‌چاپ نفیسی داشت و عكس‌های زیبای دلنشینی. كلماتش پر هیجان بود. ارزشش برای من به خاطر یك رباعی بود. دور این رباعی را دختری خط كشیده بود. دختری كه دوستش داشتم.» این دوستی دو سویه بود: «تو پسر ژیگولویی هستی، اما ذاتت این طور نیست، به همین خاطر دوستت دارم.» رباعی از خیام است. این رباعی شورشگر است، اما ویرانگر نیست، در پی شكافتن سقف فلك و قیام علیه واقعیت است، اما به ضرورت نظم بخشیدن دوباره به مناسبات قدیم و ارائه ساختار و طرحی نو پایبند است، آیا لیلی می‌تواند چنین كاری را به سرانجام برساند؟

«گر بر فلكم دست بدی چون یزدان

برداشتمی من این فلك را ز میان

از نو فلك دگر چنان ساختمی

كآزاده به كام دل رسیدی آسان»

در بامداد 17 ژوئیه 1972 (1351) غسان كنفانی، نویسنده، ادیب، هنرمند و مبارز فلسطینی با دختر هفده ساله‌ خواهرش به نام لمیس كه فرزند فائزه بود، در انفجار بمبی كه صهیونیست‌ها در اتومبیلش كار گذاشته بودند، كشته شد و پیكرش را در گورستان شهیدان بیروت به خاك سپردند.

آیا این داستان، وصیت‌نامه‌ای نیست كه غسان برای دختر خردسالش، لیلی به یادگار گذاشت؟
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14163</link>
			</item>
	<item>
		<title>رای مجلس به پایان بررسی لایحه بودجه ۸۹؛بودجه ای که با عجله بسته شد</title>
		<description>کلمه:با پايان يافتن پيشنهاد كميسيون‌هاي مجلس براي اصلاح لايحه بودجه 89، رئيس مجلس اقدام به راي گيري استمزاجي براي پايان بررسي لايحه بودجه در مجلس كرد.

به گزارش ايلنا 165 نماينده در اين راي گيري به پايان بررسي لايحه بودجه راي دادند و تنها 58 نفر موافق بررسي ادامه پيشنهادات بودند در حالي كه رئيس مجلس قصد داشت با انجام راي گيري درباره كل لايحه بودجه 89 پرونده اين لايحه را در مجلس ببندد و آن رابه شوراي نگهبان ارائه دهد، برخي از نمايندگان در واكنش به اين اقدام اعتراض كردند.

بيش از 50 نماينده در جايگاه هيات رئيسه تجمع كردند و خواستار بررسي پيشنهاداتشان شدند.

رئيس مجلس اعلام كرد: كه به دليل اصرار نمايندگان اجازه داده مي‌شود تا دو پيشنهاد ديگر در صحن علني بررسي شود اين پيشنهادات مربوط به كميسيون آموزش و تحقيقات و ديگري پيشنهاد مشترك نمايندگان اسدي و مراد نيا خواهد بود.

اين درحالي است كه همچنان برخي نمايندگان فرياد مخالف مخالف سر دادند.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14160</link>
			</item>
	<item>
		<title>کیان تاجبخش آزاد شد</title>
		<description>کلمه:کیان تاجبخش، پژوهشگر، که روز ۱۸ تیر بازداشت شده بود، شامگاه شنبه ۲۲ اسفند از زندان اوین بیرون آمد.

همسر آقای تاجبخش در فیسبوک این خبر را تایید کرده اما مشخص نیست که وی با قرار وثیقه از زندان مرخص شده یا خیر.

دادگاه بدوی کیان تاجبخش را به ۱۵ سال حبس محکوم کرده بود، که از طولانی ترین احکام حبس دادگاه های بعد از انتخابات به شمار می رفت. این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۵ سال کاهش یافت.

اتهام این پژوهشگر «اقدام عليه امنيت كشور، جاسوسی و ارتباط با عناصر بيگانه عليه نظام، قبول سمت مشاوره بنياد سوروس در ايران در جهت طراحي براندازی نرم عليه نظام جمهوری اسلامي ايران، فعاليت تبليغي عليه نظام و ايجاد شبهه جعل و تقلب در نتيجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاكميت و مراجع رسمي كشور، اخلال در نظم عمومی و ايجاد ترس و وحشت در جامعه» اعلام شده است.

آقای تاجبخش پیش از اینها هم در پرونده موسوم به انقلاب مخملی (به همراه رامین جهانبگلو و هاله اسفندیاری) دستگیر و  در اعترافات تلویزیونی شرکت کرده بود.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14157</link>
			</item>
	<item>
		<title>۳۰ نفر از متهمان شبکه‌های سازمان‌یافته جنگ سایبری دستگیر شدند</title>
		<description>کلمه:دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور اطلاعیه ای اعلام کرده است  با انجام سلسله اقدامات و عملیات پیچیده امنیتی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، برخی از متهمان و عناصر شبكه‌های سازمان‌یافته جنگ سایبری آمریكا شناسایی و 30 نفر از آنها دستگیر شدند.

اطلاعیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران بدین شرح است:

به اطلاع مردم شریف و عزیز ایران می‌رساند، با عنایت و نصرت خداوند متعال و تلاش‌های بی وقفه و شبانه روزی پاسداران حریم امنیت كشور و فرزندان انقلابی شما ملت غیور، تعدادی از مهم‌ترین شبكه‌های سازمان یافته جنگ سایبری آمریكا كه توسط گروههای ضدانقلاب راه اندازی شده بود، با انجام سلسله اقدامات و عملیات پیچیده امنیتی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، برخی از متهمان و عناصر مرتبط و موثر آن‌ها شناسایی گردیده و 30 نفر از آنها دستگیر شدند.

در سال 2006 میلادی در اجرای طرح بی ثبات سازی ایران كه توسط سازمان سیا تهیه و با اختصاص بودجه چهار صد میلیون دلاری توسط كنگره آمریكا، با دستور بوش ابلاغ و عملیاتی شد. راه اندازی نوع جدیدی از جنگ اطلاعاتی موسوم به جنگ سایبری در دستور كار دولت آمریكا قرار گرفت كه با استفاده از عوامل گروهك‌های ضد انقلاب از جمله منافقین، سلطنت طلبان و برخی گروهك‌های دیگر، مورد توجه آمریكایی‌ها قرار گرفت. در این راستا تاسیس شبكه موسوم به "ایران پراكسی " از جمله مهم‌ترین اقداماتی است كه در این سال با بودجه بالغ بر 50 میلیون دلار توسط سازمان سیا و تحت پوشش دفتر IBB وزارت امور خارجه آمریكا فعال گردید.

تخلیه بانك‌های اطلاعاتی كشور، نفوذ و خرابكاری در سایت‌های اینترنتی ایران، مبارزه با فلیترینگ در داخل كشور، ایجاد امنیت برای كاربران شبكه مجازی علیه جمهوری اسلامی، ایجاد بستر ارتباط امن تلفنی و دیتا برای مصاحبه با رادیو فردا، رادیو زمانه، شبكه تلویزیونی صدای آمریكا VOA و سایر رسانه‌های غربی، در زمره ماموریت‌های شبكه ایران پراكسی بود. سازمان سیا با ایجاد این سروس سایبری، تنها در حوادث اخیر با تولید و انتشار بیش از هفتاد میلیون فلیتر شكن، جنگ روانی پردامنه‌ای را علیه جمهوری اسلامی سازماندهی كرد. عناصر داخلی این شبكه كه حقوق ماهیانه قابل توجهی دریافت می‌كردند، پس از شناسایی و دستگیری، اعتراف نموده‌اند كه نرم افزارهای فیلترشكن شبكه ایران پراكسی مجهز به قابلیت‌های تخلیه اطلاعات خصوصی و خانوادگی افراد نیز بوده و متاسفانه در حجم وسیعی برای اهداف جاسوسی مورد استفاده قرار گرفته است.

از دیگر اقدامات آمریكا در زمینه راه‌اندازی شبكه پوششی برای منافقین موسوم به فعالان حقوق بشر، می‌باشد. این شبكه ابتدا در سال 1384 توسط دو عضو این گروهك‌ به نام‌های صادق نقاش كار و بهروز جاوید تهرانی از عناصر دستگیر شده در ماجرای هجده تیر ماه 1387 تاسیس گردید و مدیریت آن به اعضای ناشناخته این گروهك به نام‌های كیوان رفیعی، اجمال حسینی و احمد باطبی سپرده شد.

در سال 1387 افراد مذكور با همكاری برخی گروهك‌های ضد انقلاب از كشور متواری می‌گردند و پایگاه های این شبكه را در آمریكا و برخی كشورهای غربی و یكی از كشورهای همسایه راه اندازی نموده و سپس از طریق فضای مجازی، اقدام به عضو گیری در سراسر كشور می‌كنند و با تمركز بر روی یكی از جریان‌های دانشجویی، عناصری از این جریان به نام‌های «س.ح» و «م.پ» را جذب می‌نمایند.

هم زمان به منظور تسهیل و گسترش فعالیت‌های این شبكه، در اقدامی هماهنگ از سوی برخی از كشورهای اروپایی، نام گروهك‌ منافقین نیز از لیست گروه‌های تروریستی خارج گردید.

این شبكه كه برخی از اعضای آن از پیروان یكی از فرقه‌های ضاله هستند، پس از جذب افراد از طریق اینترنت، آنان را برای آموزش به مقر منافقین در عراق و دیگر كشورهای مورد نظر منتقل می‌نمودند.

شبكه مذكور پس از وقوع فتنه اخیر، تلاش كرد ضمن شبكه سازی گسترده در فضای مجازی با انتشار اخبار خلاف واقع و كذب، كاربران اینترنتی را تحت پوشش و تاثیر خود قرار دهد. همچنین كمیته وكلا و خبرگزاری هرانا از دیگر مجموعه‌های مرتبط می باشد كه در یكی از آخرین اقدامات، عناصر این شبكه و با حمایت‌های برخی از كشورهای اروپایی در نشست موسوم به سازمان‌های غیر دولتی در ژنو شركت داده و در آستانه نشست پنج به علاوه یك، به ارائه آمار و اطلاعات كذب، اقدام به فضا سازی روانی علیه جمهوری اسلامی نمود.

این شبكه از طریق برخی عوامل خود، دارای ارتباطات گسترده ای با بالاترین سطوح هیات حاكمه آمریكا است از حمایت دولت مردان آمریكا برخوردار می‌باشد.

عوامل اصلی این شبكه، اهداف خود را از طریق برخی كشورهای غربی از جمله آمریكا به لایه‌های میانی و فعال مجموعه منتقل كرده و متاسفانه با جذب و سوء استفاده از كاربرانه ایرانی از آنان به عنوان عضو، بهره برداری می‌نمودند.

اهم اقدامات این شبكه عبارت است از:

1 - ایجاد شبكه جمع آوری اطلاعات جاسوسی، به ویژه شناسایی دانشمندان هسته‌ای كشور

2 - شناسایی، جذب و سازماندهی ایرانیان خارج از كشور در برخی از كشورها مانند آمریكا، كانادا، آلمان، فرانسه و تركیه

3 - تهیه گزارش به منظور جریان سازی و جنگ روانی علیه نظام جمهوری اسلامی و مقدسات دینی و ارسال آن را به رسانه‌‌های خارجی، سازمان‌های و نهادهای حقوق بشر.

4 - برگزاری تجمعات غیر قانونی و تشویق به حضور در اغتشاشات پس از انتخابات

5 - انتشار اخبار خلاف واقع از جمله كشته شدن هفتاد و دو نفر در حوادث پس از انتخابات و دستگیری و كشته شدن سعیده پور آقایی تحت عنوان فرزند شهید.

6 - حمایت خبری و رسانه‌ای از گروهك‌های تروریستی ریگی و انجمن پادشاهی

7- انتقال غیر قانونی متهمین و افراد مسئله دار به خارج از كشور از طریق گروهك‌های ضد انقلاب

8 - انجام اقدامات ایذایی و هكری و نفوذ به سرور‌های دولتی در جهت دسترسی غیر مجاز به اطلاعات محرمانه كشور جهت ارسال به سروس‌های جاسوسی و تكمیل بانك اطلاعاتی آنان.

9 - برنامه ریزی برای اختلال در سیستم مدیریت شهری و شبكه خدمات رسانی از جمله سامانه سوخت رسانی به منظور ایجاد نارضایتی مردمی.

10- ایجاد پوشش امنیتی برای ورود به فاز اقدام مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی

عناصر اصلی این شبكه در داخل كشور دستگیر و برای تعدادی از عناصر خارج از كشور كه در آمریكا به سر می‌برند، مراتب به پلیس بین المللی (اینترپل) جهت اقدامات بعدی اعلام گردیده است.

در پایان از پاسداران حریم امنیت مردم كه با اشراف اطلاعاتی و تسلط كامل این عوامل و عناصر وابسته و ضد انقلاب را شناسایی و دستگیر نموده اند تقدیر و تشكر بعمل می‌آید.

اهم اقدامات و اقاریر متهمین این شبكه‌ها در اطلاعیه‌های بعدی به اطلاع عمومی ملت شریف ایران خواهد رسید.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/23/klm-14155</link>
			</item>
	<item>
		<title>عکس/سالروز ترور سعید حجاریان</title>
		<description>کلمه: 22 اسفند 1378 سعید حجاریان که عضو نخستین دوره شورای شهر تهران بود، زمانیکه به سمت شورا می رفت ترور شد.حجاریان لقب مغز متفکر اصلاحات را داشت و از مشاوران ارشد سید محمد خاتمی بود. یک دهه بعد از این ماجرا حجاریان  در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم بازداشت شد و همزمان ضارب او رئیس امور ایثارگران بسیج شد.





</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/22/klm-14145</link>
			</item>
	<item>
		<title>بازداشت رییس شاخه جوانان نهضت آزادی برای چهارمین بار در یکسال</title>
		<description>کلمه:مهندس عماد بهاور که از آغاز سال جاری سه بار توسط دستگاه های امنیتی بازداشت و بیش از 50 روز را در سلولهای انفرادی محبوس شده است، امروز پس از مراجعه به دادگاه انقلاب برای چهارمین بازداشت شد.

به گزارش «میران خبر» بهاور همچنین هفته گذشته و در پی احضار برای ارائه آخرین دفاع در مورد پرونده بازداشت اصلاح طلبان به دادگاه انقلاب، هنگام خروج از دادگاه توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد اما به دلیل عدم موافقت قاضی پرونده با صدور حکم بازداشت پس از 24 ساعت مهلت قانونی آزاد شده بود.

همچنین پس از احضار مجدد بهاور به دادگاه انقلاب وی روز چهارشنبه گذشته نیز در دادگاه حضور یافته و از اتهامات وارده دفاع کرده بود، اما در آخرین ساعات چهارشنبه مامورین نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات به ساختمان محل سکونت وی هجوم آوردند و در اقدامی غیرقانونی علاوه بر بازرسی منزل شخصی وی، ضبط اموال و توهین و تهدید خانواده، بدون در دست داشتن حکم ورود، اقدام به بازرسی منازل دیگر همسایگان و ضبط برخی اموال شخصی آنان کردند.

سرانجام صبح روز شنبه مهندس بهاور در حالیکه برای اعتراض به این رفتار غیر قانونی ماموران به دادگاه مراجعه کرده بود برای چهارمین بار بازداشت شد.

هم اکنون عماد بهاور، امیر حسین کاظمیان و مهندس فرید طاهری از اعضای نهضت آزادی در بازداشت به سر می برند.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/22/klm-14151</link>
			</item>
	<item>
		<title>لیلی فرهادپور آزاد شد</title>
		<description>کلمه : لی لی فرهادپور ،روزنامه نگار و عضو گروه مادران صلح ،امروز با تودیع وثیقه  از زندان اوین آزاد شد.
به گزارش کلمه، فرهادپور ،نویسنده،روزنامه نگار و فعال حقوق زنان اول بهمن ماه امسال چند روز پس از یازداشت ،فرزندش بهرنگ تنکابنی ، از سوی ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
پیش از آن فرهادپور که برای پيگيری بازداشت پسرش به دادگاه انقلاب رفته بود دچار مشکل قلبی شد و به همين دليل به بيمارستان منتقل شد ه بود و روزهای 29 و 30 دی ماه در اورژانس مرکز قلب تهران بستری بود و درست فردای روزی که از بیمارستان به خانه آمد،از سوی ماموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت شد و تمام یک ماه و نیم گذشته را در بند امنیتی 209 زندانی بوده است.
همچنان نزدیک به شصت روزنامه نگار از جمله احمد زید آبادی ،مسعود باستانی ،بهمن احمدی امویی ،عیسی سحرخیز ،کیوان صمیمی ،علیرضا بهشتی شیرازی ،ساسان اقایی ،عمادالدین باقی ،محمد داوری ،محمد صادق جوادی حصار ،رضا رفیعی فروشانی ،هنگامه شهیدی ،شیوا نظر آهاری ،جواد ماهزاده ،مسعود لواسانی ،حسین نورانی نژاد ،کاوه قاسمی کرمانشاهی ،بدرالسادات مفیدی ،نادر کریمی جونی ،سعید لیلاز ،مهدی محمودیان ،نیلوفر لاری پور ، بهزاد مهرانی ، محبوبه کرمی ،علی ملیحی ،محمد نوری زاد ،اکبرمنتجبی ،سوسن غیاثوند ،سعید متین پور،حمید مافی ، حمید رضا انجم پور و ...در زندان هستند.

</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/22/klm-14142</link>
			</item>
	<item>
		<title>بازگشت به سیاست یا بازگشتِ «سیاست»؟!</title>
		<description>کلمه-فرید خضرایی: وقتی که مهندس میرحسین موسوی در 20 اسفند 1387 رسما برای رقابت در کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری اعلام ورود کرد، همگان از حضور مجدد وی در عرصه‌ی سیاسی پس از 20 سال دوری سخن گفتند و برخی از این "بازگشت" استقبال و برخی نیز در آن تشکیک کردند.

روند تحولات سیاسی پس از ورود موسوی به رقابت انتخاباتی چنان پیش رفت که عرصه‌ی سیاسی در ایران را پرتلاطم و مملو از رویدادهای بزرگ و چشمگیر ساخت؛ چنان‌که گویی سیاست در ایران در حال زایمانی تاریخی است که هم‌زمان فرزندان برومند و درشت‌اندامی را می‌زاید! خرداد ماه بار دیگر محمل رستاخیز نوینی در ایرن معاصر شد و جنبش سبز از پی برگزاری انتخابات شکل گرفت که هم‌اکنون به‌نظر می‌رسد تأثیرگذاری‌اش از سطح داخلی فراتر رفته و امواجش به سطح منطقه‌ای و حتی بین‌المللی رسیده است.

اما پس از سپری شدن دقیقا یک سال از ورود موسوی به انتخابات، پرسش‌های زیادی در باب دستاورد یا دستاوردهای آن مطرح است. مهندس موسوی به دلیل خدمت در سال‌های جنگ از سرمایه‌ی سیاسی ویژه‌ای برخوردار بود که با ورود به رقابت انتخاباتی آن سرمایه را به میان آورد. اکنون می‌توان پرسید که او با هزینه کردن آن سرمایه چه چیزی را بدست آورده است؟ و اساسا مهمترین دستاورد ورود وی به کارزار انتخاباتی از منظر سیاسی برای خود وی و برای جامعه‌ی ایران چیست؟

دو معنای سیاست: سیاست به‌مثابه حرفه و سیاست به‌مثابه غایت

مفهوم سیاست از آن دست مفاهیمی است که معانی و تعاریف متعددی دارند. ماکس وبر در تعریف آن می‌گوید: "برای ما «سیاست» به معنی تلاش برای سهیم شدن در قدرت یا تأثیرگذاری بر توزیع قدرت در میان دولتها یا در میان گروههای درون دولتهاست" (ماکس وبر، 1382، دین، قدرت، جامعه. ترجمه‌ی احمد تدین. تهران: نشر هرمس، ص 92). اما این تعریف محدود و خاصی از سیاست است که ما آن را در این جا سیاست یک مینامیم.

در مقابل چنین تعریف خاص و محدودی، تعریف عام و فراگیر سیاست مطرح می‌شود که سیاست را جستجو برای ایجاد نظم در حیات انسانی –خواه فردی و خواه اجتماعی- می‌داند که در این حیات انسانی فردی یا اجتماعی انسان‌ها خیر را دنبال می‌کنند و مقصود از برقراری این نظم، تحقق هر چه بیش‌تر خیر است؛ و ما این معنا از سیاست را سیاست دو می‌نامیم.

اگر بحث از سیاست را در محدوده‌ی بین این دو تعربف حداقلی و حداکثری متمرکز کنیم، می‌توان گفت که با تعریف حداقلی از سیاست، سیاست‌مدار کسی است که به‌نحو حرفه‌ای به فعالیت در حوزه‌ی سیاسی –یعنی حوزه‌ی "توزیع قدرت در میان دولتها یا در میان گروههای درون دولتها"- می‌پردازد و به اقتضائات فعالیت در این حوزه التفات دارد و بدین ترتیب، با نیروهای فعال در این حوزه به‌تناسب وارد انواع دادوستدها می‌شود. در این معنا سیاست‌مدار حرفه‌ای کسی است که تابع قواعد و روش‌ها و ارزش‌های موجود در درون این حوزه است و نه تابع قواعد و ارزش‌های فراسیاسی. به‌تبع، او نه تنها فردی حاضر به معامله است بلکه هرگز داوطلبانه این حوزه را ترک نمی‌کند زیرا ترک حوزه‌ی سیاست همانند بازنشسته شدن یا استعفا دادن از سیاست است.

اما در معنای حداکثری از سیاست (برقراری نظم اجتماعی برای نیل به تحقق هر چه بیش‌تر خیر)، قواعد و ارزش‌های حاکم بر رفتار فرد–خواه در رفتار جاری و مقطعی سیاست (سیاست 1) و خواه در پی‌گیری تدریجی معطوف به حل مسائل کنونی و نیز برنامه‌های معطوف به آینده‌ برای تحقق هر چه بیش‌تر خیر عمومی (سیاست 2)، از ارزش‌های ناظر به خیر عمومی نشأت می‌گیرد. برای پرهیز از خلط و خطا، انسان سیاسی دوم را سیاست‌اندیش می‌نامیم. سیاست‌اندیش انسانی است که عمیقا سیاسی است. به همین دلیل گاه‌بی‌گاه (هر وقت که لازم باشد)، از سیاست یک هجرت می‌کند و خارج می‌شود و به عرصه‌های دیگر حیات اجتماعی برای پی‌گیری سیاست دو عزیمت می‌کند و در آن عرصه‌ها اقامت می‌نماید.

مردم عادی اما بسیاری اوقات نه به سیاست 1 می‌اندیشند و با آن کاری دارند و نه به سیاست 2. آنان به‌تناوب در برخی فعالیت‌های سیاسی مثل رأی دادن شرکت می‌کنند؛ گاه برای این‌که احتمال می‌دهند ممکن است این یا آن کاندیدا با قدرت گرفتنش، زندگی‌شان را بهبود بخشد و بسیاری اوقات نیز با سوءظن و تردید یا ناباوری به شعارهای داده شده و گاهی نیز با محافظه‌کاری و برای خالی نبودن عریضه موقتا در فعالیتی سیاسی شرکت می‌کنند.

اما سیاست‌اندیشان وقتی امکان حضور و فعالیت بیابند، فکر تحقق هر چه بیش‌تر خیر عمومی را گسترش می‌دهند و چشم‌انداز نوینی را به تصویر می‌کشند و سبب می‌شوند مردم با درونی و از آنِ خود کردن این فکر، به فعالیت سیاسی روی آورند و به مبارزه با ابتذال دنیای سیاست یک بپردازند و ملالت و نفرت خود را از ناکارآمدی و بی‌صلاحیتی و یا از دروغ‌گویی و لفاظی و شیادی‌ سیاست‌مداران نمایان سازند. در این موقع است که سیاست دو به امری عمومی بدل می‌شود و رستاخیزی احیاکننده شکل می‌گیرد.

سیاست‌زدایی و بازگشت به سیاست

با شکست جریان اصلاحات از یک سو و روند حذف فعالان و نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب آن‌هم از مجرای نظارت استصوابی و نیز حذف رسانه‌های مستقل و محدود کردن هر چه بیش‌تر مشارکت سیاسی و ورود نیروهای نظامی و دخالت بیش از حد در امور جاری مجلس و دولت و نیز عدم استقلال قوه‌ی قضائیه، حکومت در جهت سیاست‌زدایی از مردمان گام برداشت و هر چه بیش‌تر آنان را از نقش داشتن ولو محدود و اندک بازداشت. در دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد این روند اوج گرفت و عدم شرکت مردم در فعالیت‌های حداقلی به اوج خود رسید. اما با آغاز دور جدید فعالیت برای انتخابات ریاست جمهوری و آغاز ماراتنی که اصلاح‌طلبان با ورود سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی پدید آوردند، امیدها برای تأثیرگذاری مجدد بر نظام سیاسی و ایجاد تغییر حداقلی در آن دوباره زنده شد.

این روند با کنار رفتن خاتمی و جای‌گزین شدن مهندس موسوی با فراز و نشیب تداوم یافت و رفته‌رفته با ورود به دوره‌ی تبلیغات و با انجام اقدامات ابتکاری و خلاقانه‌ی تیم موسوی به‌ویژه انتخاب رنگی معین به‌مثابه نماد و تشکیل زنجیره‌های انسانی در خیابان‌های شهرهای کشور، سیاست دو به عرصه‌ی عمومی بازگشت. موسوی اعلام کرد که احساس خطر کرده است. این به معنی این بود که او از موضعی آسیب‌شناسانه وارد فعالیت‌های سیاسی جاری شده است: دقیقا به معنی ورود از سیاست 2 به سیاست 1. همین معنا بود که حریف را سخت به چالش کشید و هم‌چون کابوسی برای وی عمل کرد: احمدی‌نژاد دچار کابوس موسوی شد و این در خطاهای زبانی متعددی که او در مناظره‌ها مرتکب شد و چند بار کروبی یا رضایی را موسوی صدا کرد، نمایان گشت.

نوع برخورد او در مناظره‌ها دقیقا نشان داد که احمدی‌نژاد به‌عنوان یک سیاست‌مدار حرفه‌ای حاضر است از هر حیله و ترفندی بهره ببرد تا در قدرت باقی بماند. اما موسوی از ابتدا تا انتها موضع و ژست یک سیاست‌اندیش را اتخاذ کرد: موضعی مردی که برای تحقق هر چه بیش‌تر خیر عمومی وارد سیاست 1 شده است. نتیجه‌ی انتخابات را مردم باور نکردند و جنبش سبز آغاز گشت.

ایستادگی موسوی در برابر دولت نامشروع دهم و در برابر کسانی که می‌خواستند با سرنیزه و زور این دولت را به ملت تحمیل کنند، نشان داد که موسوی هم‌چنان به خیر عمومی و تحقق آن می‌اندیشد. مردم بیش از پیش او را و آرمان او را باور کردند و بدین ترتیب، موسوی خود بدل به تجسم خیر عمومی گردید. مردم رانده شده از سیاست این‌بار پای به سیاست 2 نهادند و اعتلا و ارتقای سیاسی پیدا کردند. حالا جمهوری اسلامی و دولت دهم، با مردمی و کشوری از نظر سیاسی اعتلایافته روبه‌رو هستند: مردمی که از موضع سیاست 2 به سیاست 1 می‌نگرند و خواهان ایجاد تحول در آن هستند.

نتیجه:‌ جنبش سبز و اعتلای سیاست

حال می‌توانیم به پرسش‌هایی که در آغاز مطرح کردیم پاسخ دهیم. پرسش‌های آغازین عبارت بودند از: 1) مهندس موسوی به دلیل خدمت در سال‌های جنگ از سرمایه‌ی سیاسی ویژه‌ای برخوردار بود که با ورود به رقابت انتخاباتی آن سرمایه را به میان آورد. او با هزینه کردن آن سرمایه چه چیزی را بدست آورده است؟ و اساسا مهمترین دستاورد ورود وی به کارزار انتخاباتی از منظر سیاسی برای خود وی و برای جامعه‌ی ایران چیست؟

پاسخ ما این است که مهندس موسوی:

1) بعد از 20 سال به سیاست بازنگشت بلکه اکنون می‌توان گفت که او نشان داد همیشه به سیاست می‌اندیشیده است. آرمان او تحقق خیر عمومی بوده است که با ورود مجدد از سیاست 2 به سیاست 1 این آرمان را دنبال کرده است.

2) او با ورود از سیاست 2 به سیاست 1 مردم گریزان شده از سیاست 1 را به سوی سیاست 2 سوق داد تا همگی همچون او سیاست‌اندیش شوند و به تحقق خیر عمومی بیندیشند و از موضع سیاست 2 به سیاست 1 بیندیشند و بنگرند و در باره‌ی آن داوری کنند. بنابراین موسوی توانست بازگشتی عمومی و ژرف به سیاست را در سطح ملی رقم زند.

3) حالا موسوی نه تنها سرمایه‌ی پیشین اندوخته شده در سال‌های جنگ را از کف نداده بلکه سرمایه‌ی سیاسی بسیار عظیمی را به‌دست آورده است و به یک سرمایه‌ی فرانسلی بدل شده است.

اغلب این  سیاست‌اندیشان اند که چنین شأنی می‌یابند نه سیاست‌مداران صرف. این روزها روزهایی است که یاد مصدق دوباره بر زبان‌ها جاری می‌شود. مصدق نیز نه یک سیاست‌مدار صرف که یک سیاست‌اندیش بود. او نیز تجسم خیر عمومی برای بسیاری از ایرانیان در نسل‌های متعدد است. در ایران معاصر مردانی چون  موسوی ابتذال سیاست یک را با اعتلای سیاست دو جای‌گزین کردند و ایران را برای تحقق هر چه بیش‌تر خیر عمومی امیدوار کردند. تنها آنان اند که در جهان سیاست به‌رغم تاریخ‌نویسی و تاریخ‌پردازی جعلی، دست تطاول روزگار نام‌شان را نمی‌تواند پاک کند!
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/22/klm-14019</link>
			</item>
	<item>
		<title>وحید پور استاد و سمیه مومنی آزاد شدند</title>
		<description>کلمه:وحیدپوراستاد روزنامه نگار، نویسنده و حقوقدان که روز ۲۰ بهمن و به دنبال دستگیری بسیاری از روزنامه نگاران وفعالان سیاسی قبل از مراسم ۲۲ بهمن دستگیر شده بود آزاد شد.

به گزارش خبرنگار کلمه دقایقی پیش وحید پور استاد و سمیه مومنی با قید وکالت آزاد شدند.

سمیه مومنی روزنامه نگار و فعال حقوق زنان  18 بهمن ماه در منزل و توسط نیروهای امنیتی بازداشت  شده بود.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/22/klm-14131</link>
			</item>
	<item>
		<title>چمران:انتظار داریم که اختلافات بین اصولگرایان تأثیری در انتخابات آینده شوراها نگذارد</title>
		<description>کلمه: رئیس شورای شهر تهران با اشاره به استراتژي اصولگرايان براي انتخابات سال آينده شوراها گفت:انتظار داریم که اختلافات بين اصولگرايان تأثیري در انتخابات آینده شوراها نگذارد و اصلا ما که نباید استراتژی خود را رو کنیم.

مهدی چمران عصر جمعه، پس از دیدار هیأت رئیسه شورای عالی استانها با مراجع قم، در گفتگو با خبرنگاران در پاسخ به سؤالی در مورد نظر وی برای آزادی زندانیان سیاسی، گفت: آنچه که قانون گفته باید اجراء شود ولی به طور کلی دوست نداریم که نه زندان داشته باشیم و نه زندانی وجود داشته باشد.

وی در مورد دیرکرد جریمه های شهرداری که مراجع دریافت آن را غیر شرعی دانسته‌اند، اظهار داشت: این بحث باید با در نظر گرفتن نظر مراجع معظم تقلید، بررسی شود و این می‌طلبد که همه روی آن فکر کنند و در نهایت آنچه مطابق شرع است، اجرايی شود.

رئیس شورای عالی استانها همچنین گفت: عوارضی که در تهران گرفته می‌شود، مغایرت دارد که در شهرهای دیگر خرج شود و اگر گاهی اوقات هم اینگونه می‌شود، به صورت سازمان یافته نیست.

وی در مورد احتمال تغییر سال فعالیت شوراها از 4سال به 6سال نيز گفت: تعیین دوره مدت قانونی شوراها را قانون اساسی بر عهده مجلس شورای اسلامی گذاشته است و معتقدیم همان مجلسی که 4سال فعالیت را تصویب کرده می‌تواند آن را 6 ساله کند.

چمران ادامه داد: معتقدیم اعضای شورای هر شهری درمدت 4سال تا بخواهند برنامه‌ریزی کنند، مدتشان تمام می‌شود.

وی در ادامه در پاسخ به سؤالی در مورد اینکه فرض بر این که این طرح تصویب شود، آیا بنابر رأیی که مردم برای 4سال به شما داده‌اند، دو سال فعالیت شما مشروعیت پیدا می‌کند، اظهار داشت:نمایندگان مجلس شورای اسلامی این مشروعیت را می‌بخشند.

رئیس شورای شهر تهران در بخش دیگری از سخنانش، گفت:شهرداری تهران از سالهای قبل 35 هزار ميليارد تومان به مردم تهران بدهی دارد اين در حالی است که بودجه نقدی و غيرنقدی اين شهرداری 4 هزار و100ميليارد تومان است.

وی در مورد احتمال تغییر پایتخت از تهران به استان دیگری، اظهار داشت: با توجه به این که زیر ساخت تمامی شهرهای کشور دچار اشکال است، طرح تغيير پايتخت از استان تهران به استان ديگر مطرح نيست، چرا که هيچ شهری مانند تهران زير ساخت لازم را برای اين کار ندارد

چمران ادامه داد: ممکن است مکان‌های اداری در شهر ديگر مستقر شوند ولی در حال حاضر، بهترين مکان برای پاتخت تهران است.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/22/klm-14112</link>
			</item>
	<item>
		<title>تعیین حداقل دستمزد کارگران برای سال آینده</title>
		<description>کلمه: شورای عالی كار در جلسه بعدازظهر امروز خود حداقل دستمزد كارگران برای سال آینده را با 15 درصد افزایش نسبت به سال قبل 303 هزار و 48 تومان تعیین كرد.

محمد پارسا در گفتگو با فارس اظهار داشت: شورای عالی كار عصر امروز با حضور وزیر كارو امور اجتماعی و نمایندگان گروه كارگری و كارفرمایی و دولت برای تعیین حداقل دستمزد كارگران در سال 89 تشكیل جلسه داد.

وی افزود: بر اساس مصوبه این شورا حداقل دستمزد كارگران نسبت به سال گذشته 15 درصد افزایش یافت.

مطابق این مصوبه سایر سطوح دستمزدی از آغاز سال 89 به میزان 7 درصد آخرین مزد ثابت یا مبنای سال‌جاری به اضافه روزانه 11 هزار ریال افزایش خواهد یافت.

علاوه بر این ماهانه مبلغ 200 هزار ریال به فیش حقوقی كارگران اضافه خواهد شد. این رقم در سال گذشته 100 هزار ریال بود.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/22/klm-14105</link>
			</item>
	<item>
		<title>&#8220;پلیس خواهان فضای امنیتی نیست&#8221;</title>
		<description>کلمه: رئیس پلیس پیشگیری با تاکید بر اینکه اگر مراسم چهارشنبه پایان سال به درست معرفی شود دیگر تهدیدی برای جامعه محسوب نمی شود گفت: پلیس هیچگاه خواهان ایجاد فضای امنیتی در این روز نبوده و تنها از حوادث ناشی از شادمانیهای کاذب و حرکات خطرآفرین جلوگیری کرده است.

سردار محسن بیگی گفت: برای جلوگیری از وقوع حوادث در چهارشنبه آخر سال نخست باید به فرهنگسازی پرداخت تا مردم بدانند طبق آئین گذشته، این روز برای از بین بردن آلودگیهای اجتماعی در تاریخ کهن ایران باستان بوده است.

وی ادامه داد: در گذشته مردم ایران با آتش زدن وسایل قدیمی و پاکسازی محیط زندگی خود به پیشواز تحویل سال نو می رفتند.

رئیس پلیس پیشگیری نیروی انتظامی بیان داشت: پیش از این چهارشنبه آخر سال زمینه ای برای از بین بردن ناپاکیها، ایجاد محیطی امن و پاک برای زندگی بهتر افراد جامعه بود و در آن حادثه ای برای کسی رخ نمی داد.

وی گفت: متاسفانه در سالهای اخیر جامعه به جای اینکه از این روز به عنوان فضایی برای آسایش، آرامش و نظافت استفاده کند با روشهای اشتباه چهارشنبه آخر سال را به محیطی ناامن و پرخطر برای خود و دیگران تبدیل کرده است.

سردار بیگی افزود: اگر فلسفه این سنت با آگاهی و اطلاع رسانی به درستی به مردم معرفی شود، دیگر چهارشنبه آخر سال به عنوان تهدیدی برای مردم جامعه به شمار نمی رود به نحوی که در طول دو سال اخیر با افزایش شناخت مردم نسبت به فلسفه این روز حوادث چهارشنبه آخر سال به میزان چشمگیری کاهش پیدا کرده است.

وی با اشاره به وظایف دستگاهها و نهادهای اجرایی در زمینه کاهش حوادث چهارشنبه آخر سال تصریح کرد: نهادهای اجرایی مانند شهرداری باید در محیط هایی دور از محیط زندگی شهری، فضایی برای تفریح و شادی مردم به خصوص جوانان ایجاد کنند.

فرمانده پلیس راه کشور گفت: مردم نیز در کاهش حوادث این روز وظایفی را بر عهده دارند که از جمله آن جلوگیری از رفتارها و حرکات پرخطر فرزندانشان است تا یک لحظه غفلت موجب یک عمر پشیمانی آنان نشود.

وی ادامه داد: پلیس نیز با کنترل افراد پرخطر و مسیرهای عبور و مرور اجازه نخواهد داد مزاحمتی برای مردم ایجاد شود.
</description>
		<link>http://www.kaleme.com/1388/12/22/klm-14102</link>
			</item>
</channel>
</rss>

<!-- Dynamic page generated in 0.495 seconds. -->
<!-- Cached page generated by WP-Super-Cache on 2010-03-14 14:03:57 -->
