کلمه: ابوالفضل فاتح رئیس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد انتخاباتی موسوی در انتخابات دوره دهم در یادداشتی با اشاره به بازداشت های بعد از عاشورا و دستگیری حلقه اول یاران مهندس میرحسین موسوی نوشته است:شاید بسیاری از مردم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی ، فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند.
به گزارش «کلمه»، او سپس با بررسی اوضاع کشور بعد از انتخابات دیدگاه خود را درباره بیانیه هفدهم مهندس موسوی نوشته است.
متن کامل این یادداشت که در اختیارسایت کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
برای تاریخ
آنگاه که نادرشاه بر سریر قدرت نشست، در تصورش نمی گنجید که روزی کار به جایی خواهد رسید که دستور خواهد داد تا چشمان فرزندش را از حدقه بیرون آورند. روزی که امیر کبیر به صدر اعظمی برگزیده شد، در مخیله ناصر الدین شاه نبود که به دستور او امیر را به قتل خواهند رساند. تاریخ ما پر است از صحنه های حیرت انگیزی که سعایت پیشگان و تملق پیشگان دربار پدید آورده اند. و این منحصر به دربار نبوده که گاه گریبان حلقه های روشنفکران و بیوت علما را نیز گرفته است. کسانی بوده اند که سعایت این و آن را نزد مراجع و علما برده تا شاید رقیبی را از میدان به در برده یا آتش کین و حسدی را فرو نشانند. اما هنر تاریخ آن است که وقتی از رخدادها فاصله گرفته و غبارها فرو می نشیند، حقایق را برملا خواهد کرد.
اگر مردم دوران امیر کبیر برای مدتی به دلیل تبلیغات حکومت تصور می کردند که امیر به مرگ طبیعی از دنیا رفته،امروز احدی نیست که نداند حقیقت چه بوده است و شرم نثار چه کسانی است. اگر با امیر چنان شد، اگر با میرزای جنگلی، اسد آبادی، فضل الله، مدرس، مصدق و کاشانی و نواب و شریعتی چنان رفت، همه و همه از سوی جریانات و کسانی بود که ملت ما علیه آنان انقلاب کرد. افسوس بزرگ آنگاه خواهد بود که در نظام جمهوری اسلامی با بزرگان و عزیزان چنان رود که سنت پیشینیان بوده است.
شاید بسیاری از مردم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی و فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند. همراهی آنان با میرحسین نه به ایام انتخابات که به سالهای دوری بر می گردد که هیچکدام بازگشت مهندس به عرصه ی انتخابات را چندان محتمل نمی دانستند.
اگر روزی مباحث این عزیزان در محضر مهندس علنی شود، همه خواهند دید که چه دلهای بی قرار خدمت به کشور و انقلاب و چه سرمایه های بزرگی حلقه ی نخست و پاک مهندس بوده اند. آنها نه حلقه ی تملق و دروغ و نه حلقه ی طمع و تطمیع و نه حلقه ی خشونت و تهدید و نه حلقه ی دروغ و تفسیق و نه حلقه ی نیرنگ و تزویر که حلقه ی شرف و صداقت، تقوا و فضیلت و انسانیت و مروت بوده اند. مردمانی به غایت خودساخته و رشید. آنان نظام را به ارزشها و کارکردش پایدار می دانستند و همت خود را مصروف آن کرده بودند نه آنکه نظام و آبروی دین را مصروف خود.
طرفه آن که امروز همگی به قهر قدرت، باران تهمت و گوشه ی زندان را تجربه می کنند. البته افسوس بزرگتر، ظلمی است که به مردم منتقد کوچه و خیابان و این عزیزان و شخصیت هایی چون مهندس و خاتمی و سیدحسن و هاشمی و کروبی و صانعی و …می شود و جانکاهتر آنکه این نه در دوران تباه قاجار و پهلوی که در دوران انقلاب عزیزمان و به نام نظام عزیزی صورت می گیرد که به بهای صدها هزار شهید برای برهم ریختن این سنت های غلط پایه گذاری شده است.
به بسیاری از مدعیان باید حق داد که متمسک به شعارهای اسلامی و انقلابی باشند، چرا که در غیر این صورت متاعی برای عرضه به مردم ندارند؛ نه سابقه ای نه لاحقه ای نه عملکرد افتخار آمیزی و نه علم و هنر و حتی ادبی،اما آنان حق ندارند یک انقلاب را از گذشته و هویت و موسسانش جدا کنند.
آنان برای نیل به ترفند خود که همانا مصادره ی انقلاب و نظامی است که در آن سهم نداشته اند، جمهوریت و اسلامیت را توامان نشانه رفته، قانون اساسی را تحریف و با ایجاد دورهای به ظاهر قانونی، مردم را دور زدند. شهیدان بزرگی چون بهشتی و مطهری و حتی امام عظیم الشان را از تربیت فرزندان و اهل بیت و شناخت نزدیکان و همکاران عاجز معرفی کردند و حتی از جماران نگذشتند و عزم موسسه یا همان فدک اهل بیت امام و انقلاب را کردند. و اینک چنان از خویشتن غره اند که پا به وادی پیامبران الهی گذاشته و نستجیربالله آنان را نیز از طعن خود بی نصیب نساخته اند.
انشاء الله ده سال دیگر روشن خواهد شد که اینان کیستند و که بودند و در مقابل دلسوزان واقعی کشور چه سودایی در دل و سر داشته اند. روزی به آقای مهندس موسوی عرض کردم که کشور ما از ماجرای دکتر مصدق و آیت الله کاشانی صرف نظر از آنکه حق به چه میزان و با که بود، بهره ی چندانی نبرد جز آنکه دیکتاتوری شاه سالهای بیشتری بر کشور سایه انداخت. این نگرانی هست که ماجرای شما و حضرت آیت الله خامنه ای نیز تکرار تاریخ شود و در پی آن دشواری ها افزونتر شود. گفت: “من همه ی تلاشم را کرده و می کنم که چنین نشود و هر قدم مثبتی را پاسخ خواهم داد”.
چند روزی از انتخابات گذشته بود. مهندس را اندیشناک دیدم. پرسیدم، گفت: “هرگاه حقیقت غیر آن باشد که می دانیم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکی از آبروی خود ندارم. حتی اگر می دانستم که مسئولان امر تا این اندازه و با این میزان هزینه، به کاندیدای دیگر علاقه دارند، فکر دیگری می کردم”. می گفت: “اگر به راهپیمایی می رفتم برای آن بود که در کنار مردمی باشم که تقاضایی جز مطالبه ی مسالمت آمیز حق خود ندارند. بیم دارم که بر آنان بسیار سخت بگیرند. نمی توانم اینجا بنشینم و آنان را تنها رها کنم. شاید حضور ما تندخویان را به ملاحظه وادار کند”.
پس از حوادث چند روز نخست پس از انتخابات و دستگیریها و برخوردها و خشونت های حیرت انگیز می گفت:”اگر چنین پیش برود، آینده آبستن تلاطم و بحرانهای سنگین و بسیاری است. جوانان این نسل متفاوتند. اگر بی تدبیری ها و بی مسئولیتی ها ادامه یابد، در آینده بسیاری به دست اندرکاران امروز اعتماد نخواهند کرد.اگر برای ما نیزآبرویی مانده باشد شاید بتوانیم به نفع امام وانقلاب و مردم و در عبور از دشواری های آن روز کمک کنیم. در غیر این صورت بیم است کعه از همه عبور کنند و این نگرانی بسیار بزرگی است”.
آری این شانس بزرگ انقلاب و نظام ماست که رهبران منتفدانش شخصیت هایی چون موسوی و خاتمی و کروبی اند. شخصیت هایی که دست آخر هر بحران و رخدادی را هر چند بزرگ به نفع انقلاب اسلامی و مردم فیصله می دهند. و افسوس که کسانی به خیال خود و چه بسا به عمد و توطئه می خواهند نعمت بزرگ این مصلحان را از مردم و کشور سلب کنند و آن روز چه بسا اوضاع به دست کسانی همچون خودشان بیافتد که هر چه هزینه ها بیشتر شود، خوشحال تر خواهند بود و بیمی از هزینه های تحمیلی به مردم نخواهند داشت.
به یاد دارم پس از شهادت سید علی موسوی می گفت: “دل من برای انقلاب، مردم و جمهوری اسلامی می سوزد که گرفتار این همه بی تدبیری، دروغ و ظلم شده است. به جای شنیدن صدای مردم و پاسخ منطقی و قانونمند به آنان تعدی می شود. برای خودم آبرویی قائل نیستم. از من می خواهند که مرزبندی هایم را روشن کنم؛ چیزی که بر همگان روشن است. ما را چه به بیگانه ما را چه به معاندان، ما را چه به ساختارشکنی؟ انشاء الله روزی ابعاد توطئه هایی نظیر پاره کردن تصویر حضرت امام و برخی وقایع تلخ عاشورا و ترور و قتل مردم بی دفاع آشکار خواهد شد. بگذار هرچه می خواهند بگویند و بکنند. ما را وابسته و بی دین معرفی کنند،اما خدایی هم هست.آنچه بود و هست سرمایه ای از امام و انقلاب است و فدای آن خواهد شد، ما چیزی نمی خواهیم جز آنچه برای آن انقلاب کرده ایم و این نظام برای تحقق آن بنا شده. راه درست برای تصمیم گیرندگان توجه به حقوق مردم و وفاداری به ارزشهای بنیادی اسلام و انقلاب است نه اتهام افکنی و خشونت و دستگیری و تک صدایی”.
این کجا و دروغ های رسانه های دروغ کجا. انشاء ا…روزی خواهد رسید که یکایک خبرها و اظهار نظرها در پیشگاه تاریخ مورد مداقه خواهد بود و آن روز بانیان تو لید انبوه دروغ که تا مرز انگلیسی و آمریکایی و اسرائیلی خواندن مهندس و متهم ساختن او به ترور مشکوک و ناجوانمردانه ی خواهر زاده اش پیش رفتند، رسوا و شرمسار خواهند شد.
با آنکه بسیاری از اعتراضات خودجوش بود، همواره همگان را به پرهیز از خشونت و مراقبت از افتادن در دام آشوب دعوت کردند و در هفده بیانیه ی خود ادب حضور و انتقاد سیاسی را به همگان آموختند و به شدت مراقب سطح مطالبات بودند. همه ی امکان ارتباطی و تشکیلاتی اش با مردم را قطع کردند تا صدایش به درستی شنیده نشود و آنگاه اگر در گوشه و کنار داخل یا خارج با نماد سبز یا به نام سبز موضعی گرفته شد یا عملی انجام شد همه را به نام او نوشتند، حال آنکه در مقابل با همه ی تشکیلات عریض و طویل، خود را از آنچه به نامشان و با لباسشان در خیابان یا زندان بر خلاف قانون و اخلاق و بر علیه مردم انجام می شد، مبرا می دانستند و مسولیتی متقبل نمی شدند و یک سره همه چیز را تکذیب می کردند.
با آنکه حلقه ی نخست مهندس افرادی شناخته شده و جریان اصیل سبز مواضع روشن و مشخصی دارد و مهندس دیدگا ههای خود را از طریق بیانیه های رسمی بیان می کند، هر آنچه که در داخل و خارج از سوی هر کس و با هر انگیزه ای بیان می شود، به ناحق منتسب به ایشان می کنند و سپس می خواهند مهندس در برابر هر یک موضع بگیرد با آنکه می دانند نسبتی با مهندس ندارد. حال آن که از صبح تا شام،این سو و آن سو به نام دفاع از دولت و ولایت و حتی اسلام، بی شمار عمل ناصواب صورت می گیرد و کسی هم به خود زحمت تایید و تکذیب نمی دهد که بماند بسیاری را هم تحت حمایت و پوشش قرار می دهند.
درایام انتخابات و بعد از آن علیرغم مضایق رسانه ای، ایشان و ستاد با هیچ مقام خارجی یا رسانه ی فارسی زبان بیگانه گفت و گو نکردند و بر عکس دیگران، هرگز پیغام و پسغامی نیز به دول خارجی نفرستادند که اگر طی انتخابات دولت را در اختیار بگیرند چه خواهند کرد، اما فتنه گرانی بودند که فتنه گری می کردند و به دروغ چهره ی دیگری از مهندس معرفی می کردند. چه صحنه ها و سایت ها از جمله سایت “انتخاب دهم” که خودشان راه نیانداختند و چه مطالب که خودشان منتشر نکردند و چه شعارها که خودشان سر ندادند و یا نسبت ندادند. کیست که نداند شعار “جمهوری ایرانی” و “نه غزه نه لبنان” و “توهین به اصل ولایت فقیه یا رهبری” ربطی به مهندس نداشت.
به عنوان نمونه دیگر یادم هست که مصاحبه ای ساختگی از رییس ستاد آقای دکتر بهزادیان منتشر کردند که گفته است میلیارد ها از این و آن بودجه دریافت کرده، حال آن که کل بودجه ی ستاد به چهار میلیارد تومان نرسید، بودجه ای که در برابر هزینه های رسمی و غیر رسمی رقیب ارزنی هم محسوب نمی شد. یا یادم هست که مهندس از معدود مصاحبه با رسانه های غیر فارسی زبان خارجی، چند روز به انتخابات مصاحبه ی کوتاهی با تایمز لندن داشتند. هنوز که هنوز هست، خط و ربط تایمز در انتخابات ایران برایم روشن نیست. آنها همچون سی ان ان ارتباط وثیقی با ستاد کاندیدای رقیب داشتند.
به هر حال در این مصاحبه ظاهرا نقل قولی به مهندس نسبت داده شده بود که ایشان گفته، قدرت رهبری پس از انتخابات با ادامه ی حضور مردم در خیابان مهار خواهد شد. آن را مستمسکی قرار دادند که بگویند ما برای بعد از انتخابات برنامه ای داشته ایم. بعدا نیز این مصاحبه گویا به نظر رهبری معظم انقلاب رسیده بود. یکی دو روز بعد از انتخابات آقای مرندی با من تماس گرفتند و پرسیدند. گفتم چگونه شما باور می کنید که مهندس موسوی چنین بگوید. حتی اگر کسی بخواهد چنین بکند عقل سیاسی اش حکم می کند که چنین نگوید. در همان فضای شلوغ بعد از انتخابات حضوری نیز از آقای مهندس پرسیدم. قویا تکذیب کرد و گفت من را که می شناسی. چرا باید چنین بگویم.
می خواهم بگویم همواره کسانی بودند و هستند که بخواهند شکاف ها و بد بینی هایی را دامن بزنند و راه را برای اهداف شوم و استیلا طلبانه ی خود باز نمایند. کسی برنامه ای برای بعد از انتخابات نداشت و ما خود را پیروز طبیعی انتخابات می دانستیم، اما هر روز می شنیدیم که قرار است پس از انتخابات چنین شود و چنان شود و امروز می بینیم که احکام برخی دستگیری ها قبل از انتخابات صادر شده بود.
باز هم می گویم ما به اندازه ی بعضی با هوش نبودیم که تا اینجای مسئله را ببینیم، چرا که در آن مشارکتی نداشتیم. آنها نیاز داشتند برای جا انداختن اقدامات خطرناک و تحلیل معیوب خود، شخصیت های موثری را دستگیر کنند تا امکان مدیریت فضا کم شود و سپس صحنه هایی یا اعترافاتی را بسازند و یا آنچنان بر برخی مردم سخت بگیرند که سطح مطالبات بالا رود، شعاری بدهند و یا اقدامی بکنند.
حتی از این که احیانا پای معاندی باز شود، ذوق زده شوند که هان دیدید نگفتیم، این همان چیزی است که شما به دنبال آن هستید. و سپس این همه را سند کنند که آری کودتای مخملی در بین بوده و تصمیم بر براندازی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی آن هم توسط موسسان آن، عجبا. آری ظلم به نظام ناصواب است، امااین صحنه سازی ها و این خشونت ها و رفتارها و سوء استفاده از قانون، ظلم به مردم و نظام بود نه انتقادها و دلسوزی های شخصیت هایی چون مهندس موسوی. اگر چنان ناجوانمردانه همه چیز و همه کس را نمی پاشاندند، کمترین ناهنجاری در این سو رخ نمی داد کما اینکه در تمام ایام منتهی به انتخابات، صبح تا شام مردم به خیابان ها آمدند و آب از آب تکان نخورد. اما خودشان با آن همه امکانات در این چند ماه به اندازه ی بیست سال اشتباه یا ظلم کردند و بدترین چهره از جمهوری اسلامی را معرفی کردند و یک بار هم یک سوزن به خودشان نزدند.
اوج دلسوزی شخصیت هایی چون مهندس موسوی برای کشور و انقلاب و مردم آنجا هویدا می شود که وقتی می بینند برای باز کردن معبری باید آبروی خود را هزینه کنند، دریغی به میان نمی آورند. پس از صدور بیانیه تاریخی،بزرگ و مصلحانه ی هفدهم که انشاء الله برکاتش روز به روز آشکارتر خواهد شد، می گفت “باید کاری می کردم، این کمترین خواسته هایی بود که می توانستم برای خروج کشوراز بحران بیان کنم. امیدوارم درک شود”. گفتم با خدا معامله کردید، گفت “من کسی نیستم، هیچکس. اما امیدوارم خداوند در این خیر و مصلحت مردم و کشور و نظام را قرار دهد. من دلم روشن است به یاری خدا”.
گرچه مهندس در قلوب مردم جای دارد، یکی از مظلوم ترین و تنهاترین مردان انقلاب است. یارانش را گرفته، تشکیلاتش را منهدم،ارتباطاتش را قطع و به هر تهمتی او را رانده اند. اگر صدایش را بشنوی تغییری در آن نمی بینی، جز همان صدای نجیب و امیدوار و آرام که نگران کشور است. او برای خود چیزی نمی خواهد و تنها به مردم می اندیشد. او می گوید: “مردم ما مردمان بسیار خوبی اند. با آنان شفقت کنید. بسیاری از امور بهبود خواهد یافت”. انشاء الله در گذر زمان حقایق به تدریج آشکار خواهد شد. چه سانسور و متهمش کنند و چه تحریفش، او سیمای صداقت و نجابت و شرف است و در پهنه ی تاریخ ما به عنوان مصلحی بزرگ و تعیین کننده، پایدار خواهد ماند. حیف است که چنین نسل کشی سیاسی و چنین مهمانکشی هایی به نام نظام جمهوری اسلامی ثبت شود و آنچه با نخست وزیر امام و روسای جمهور بعد و موسسان انقلاب و مردم منتقد رفته است، قصه ی تاریخ شود و سنت های غلط گذشته را تداعی کند. و همینطور حیف است که آبروی مدیریت انقلاب، گرو افراطی گری حلقه هایی شود که جز شرم نمی آفرینند.
امام عظیم الشان، قانون اساسی و نظامی بی آلترناتیو را برای این ملت بزرگ معماری کرد. لذا با وجود انتقادهای وسیع و بعضا جدی تر به نحوه ی اجرای قانون اساسی و مدیریت کشور، هیچ عاقلی دل به نظام دیگری که مورد علاقه ی بیگانگان و غیر موحدان باشد نخواهد بست. اما روشن است که فاصله از مبنای مردمی و آزادیخواه انقلاب اسلامی و بستن باب اصلاح، سرنوشت همین نظام بی آلترناتیو را خدای ناکرده با سعودی ها و عثمانی ها بیوند خواهد زد. مگر تاریخ حکومت های پس از پیامبر اعظم (ص) جز دوره های کوتاهی جز این بوده است؟
ترور های ناجوانمردانه و حساب شده ی اخیر در تداوم ترور معنوی شخصیت های ریشه دار به همراه شکاف آفرینیِ هدفمند و پروژه ای در سطوح تعیین کننده و تاثیرگذار، شرایط خطیری را یادآور می شود. نفوذی عمیق و خطرناک صورت پذیرفته است. تا فرصت هست، تا هنوز الفتی هست، تا نسل نخست انقلاب هست، تا هنوز احتمال اجماعی هست، تا خاطره ی همنشینی با امام هست، تا بزرگان و مراجع عظام هستند، تا رهبری انقلاب هستند، تا مهندس موسوی هست، تا خاتمی و کروبی و هاشمی هستند باید فکری کرد. در غیر این صورت، خدای ناکرده حسرت غفلت از امروز بر جای خواهد ماند.







RSS
Facebook
Twitter
سخنی کز دل برآید لاجرم بر دا نشیند
بسیار زیبا و روان بود
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۸:۴۶ ب.ظ
آقای فاتح می گویند :
به یاد دارم پس از شهادت سید علی موسوی می گفت: “دل …
ایشان مگر با مهندس ارتباطی دارند؟مگر خارج از کشور نیستند؟ لطفا توضیح دهند اینگونه که گفته اند برایم تداعی شده است که همدیگر را دیده اند؟
کلمه: نقل قول های متن که اشاره به بعد از انتخابات دارد، محصول مکالمات تلفنی با آقای مهندس میر حسین موسوی بوده است.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۹:۰۸ ب.ظ
با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور مطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر
از جمله:
آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد
به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۹:۲۹ ب.ظ
بسیار زیبا بود
درود بر موسوی
زنده باد کروبی و خاتمی
درود بر همه یاران مردم و موسوی
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۹:۳۶ ب.ظ
خیلی زیبا بود.
ان شاء الله در واقعیت هم همین گونه باشد که اگر این گونه باشد خدا با ماست و پیروزی با ماست.
یا علی
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۹:۴۵ ب.ظ
با این ترورهای هدفمند به خیال خود راه را برای ترور رهبران جنبش باز میکنند اما بدانند من به عنوان کسی که تا به حال سعادت حضور در تظاهرهتها را نداشتم با بسیاری از اشنایان و دوستان کفن پوش به خیابانها خواهیم امد.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۹:۵۷ ب.ظ
به نام خدا که در زندگی ام جز او به کسی پناه نبرده ام
این روزها خیلی ناراحتم.تو رو خدا به مهندس موسوی بگویید که بار دیگر بگوید این دولت غیر قانونی است.من در جریان اعتراضات جلوی چشمم یک نفر شهید شد.تا یک هفته خواب تو چشمام نمی یومد.از شما خواهش می کنم به مهندس موسوی بگویید که عقب نشینی نکند.اگر احمدی نژاد بهترین فرد هم بشود من و خیلی از دوستانم به هیچ وجه باهاش کنار نمی آییم.
رییس جمهور فقط مهندس موسوی
عاجزانه می خواهم که این پیغام را به مهندس برسانید.
هما طور که امام خمینی گفت که این شاه اگر خیلی آدم خوبی هم باشد اگر مردم نخوانش باید برود.احمدی نژاد و هرکس که از او حمایت کرده باید برود چون اکثریت ناراضیند.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۰:۲۵ ب.ظ
این روز ها که که کمترین تهمتی که به میر حسین میزنند فریب خورده و متوهم است هرروز برایش آرزوی صبر میکنم و از خداوند متعال می خواهم که او را از این ازمایش سربلند بیرون آورد.همانگونه که تا به حال بوده است
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۰۸ ب.ظ
خیلی تاثیر گذار بود
خدا شما و رییس جمهور موسوی رو حفظ کنه
یا حسین میر حسین
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۱۴ ب.ظ
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ، ولیکن به خون جگر شود
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۲۲ ب.ظ
salaam. dard shoma dard hameh dostdaran iran va nezaam ast.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۲۷ ب.ظ
ye pishnahad daram:baraye komak be mardom hayti aghaye khatami ye hesabe beynolmeleli vse jonbeshe sabz bezarand ta mardome iran ham betoonan komak konan 1.inke vejheye jonbesh to donya kheili khoob mishe.hosne niat va solhtalabimoonam neshoon midim hala chera aghaye khatami:chon ishoon vejhashoon ba keshvaraye gh
arb kheili kh6oobe .roosh lotfan fekr konid age 20milion nafari 1000toman bedan mishe 2milion dolar.khoobe na?pas lotfan javabe manobedin ya be onvane ye pishnahad bezarin shayad esteghbal she.hadafe ma piroozie jonbesh mosavi ba demokrasie hame in kara vase hamine.ya ali az to madad
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۲۸ ب.ظ
>> درورد بر سه سید فاطمی ………………………….. خمینی و موسوی و خاتمی <<
سبز سبزیم ریشه داریم ………..
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۳۳ ب.ظ
SALAAM BAR SHOMA VA DARDMANDI SHOMA BARAY IRAN VA MARDOM AZIZ.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۳۶ ب.ظ
عالی بود. امید است کشوراز وضعیت کنونی خارج شده و مردم ارامش داشته باشند
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۴۶ ب.ظ
درود بر یاران امام
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۴۹ ب.ظ
به نظر من اگر اینگونه دیدگاهها توسعه یابد اوضائ بهبود می یابد
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ۱۱:۵۴ ب.ظ
زیبا بود و خواندنی.
یاد یاران یار را مبارک بود.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۰۱ ق.ظ
با سلام! و خسته نباشید
این حقیر عرض کوچک داشتم… انشاالله خوب به صحبتم گوش می کنید
نظر من اصل فتنه زیر سر صهیونیصهاست که نیروی خود را در نظام جادادن و هو جز مشایی نیست
به نظر من حرکت سبز باید فقط و فقط شعار بر ضد رحیم مشایی داد و خواستار برکناری این ….باشیم..
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۴۹ ق.ظ
آقای توانا! چندین سال است که تلفن، webcam و … اختراع شده است. بیشتر بگرد…..
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۰۳ ق.ظ
درود
ابتدا نکته ای رو متذکر بشم ،جنبش سبز به حدی گسترده شده که دیگر از دست مهندس موسوی هم خارج شده…
واقعیت این هست که قبل از انتخابات جنبش کاملا در دست و برنامه ی مهندس موسوی بود و همه امید داشتند با آمدن مهندس اگر اندک آبرویی و اندک کارایی نظام اسلامی داشته باشد به کار آید و وضع ایران بعد از ۳۰ سال بهبود پیدا کند….
جوانان ما که بیشتر جمعیت ایران رو تشکیل میدهند نه امام را دیدند و نه آن دوران یادشان است…و شنیدن کی بود مانند دیدن…. از طرفی نسل انقلاب هم خیلی هاشونن رسما یا عقب نشسته اند یا به کلی از نظام برگشته اند و یا مهاجرت کرده اند و فعالیت های ضد انقلابی کرده تعدادشان هم کم نیست و انکار این موضوع چیزی جز دروغ نیست…
بعد از انتخابات هیچ کس نمیتوانست تصور کند که اسلام با مردمان مسلمان و معتقد خودش که روزشان را با بسم الله شروع میکنند این رفتار را میکند…فکرش را هم نمیکردند که اسلام انقدر خشن و بی رحم باشد که حتی به پیروان خودش هم رحم نکند…!!! و این سوال مطرح میشه که آیا اسلامی که انقدر برای به دست آوردن حکومتش خون داده شد و انقدر صبح تا شب از خوبی هاش گفته شد و … واقعا چیزی جز قتل و تجاوز و افترا و شکنجه و زندان نیست؟ و آیا اشخاصی که خود را برادران و خواهران بسیجی و سپاهی مینامند و خود را پاسدار اسلام مینامند آیا به راستی دارند اسلام را پیاده میکنند؟پس در نتیجه وقتی دین به این اندازه بد نام شد نظام دینی که وضعش معلوم میشه و آینده اش نابودی به بدترین وضع خواهد بود…
حالا اینجا بیاییم کمی تفکر کنیم و ببینیم چه کسانی دارند دین را به خطر میندازند،چه کسانی باعث این میشوند که مردم و به خصوص جوانان روز به روز مسیر خود را از اسلام جدا کند و دور بشند از دین؟ مگر نه این که ولایت فقیه است؟و…..
واقعیت اینه که اگر تا قبل از انتخابات امیدی به حکومت اسلامی بود که با اصلاحاتی و به روی کار آمدن انسانهای نسبتا سالم و متعهدی میشود با جهان همراه شد و وضع وخیم کشور را بهبود بخشید بعد از انتخابات این امید کمتر شد و مردم اعتراض کردند و باز هم بعد از سرکوب وحشیانه ی مردم توسط یاران اسلام!!!این امید به کلی نابود شد و مطمئنا دیگر امیدی به وجود نخواهد آمد…پس بهترین کار در حال حاضر مبارزه تا جایی است که کشور به جایی برسد که مردم سالهای درازیست دنبال آن هستند و مهندس شاید با طرفداری از نظام توتالیتور کنونی روز به روز نفوذش بین معترضین کمتر شود.و این اندک حرف شنوی جوانان از یاران نظامی و آقای خمینی هم به کلی ازبین میرود هرچند آقای مهندس را میشناسم و میدانم که به موقع رفتار شایسته ای انجام خواهند داد!!!
شاید یکی از بهترین شعارهایی که میشود در حال حاضر سرداد شعار زیر باشد:
“آمریکا و اسرائیل اینجا نیست…..این مرد ایرانه که راضی نیست…”
شاید این شعار گوش ناشنوای مستبدان را بشکافد و بشنوند که مردم ایران در طول تاریخ طعم دخالت های آمریکا و اسرائیل و روسیه و انگلیس و … را چشیده اند و نسل به نسل شنیده اند و میدانند که نباید از یک سوراخ دوبار گزیده شد و در اینجاست که شعار سر میدهند که جمهوری ایرانی!!!چون صدها سال و شاید هزاران سال!است که طعم ایرانی بودن و کشوری مستقل و حکومتی کاملا ایرانی را نچشیده اند و به دنبال این هستند که ایرانی کاملا ایرانی را لمس کنند و حس کنند تا شاید با ایرانی برخواسته از مردمان ایران بتواند طعم آزادی و آسایش و در نهایت زندگی را بچشند…
به امید آن روز…
پاینده باشید
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۱۵ ق.ظ
بسیار زیبا بود.لذت بردم.
امیدوارم مهندس اجرش را ازجدش بگیرد.
امیدوارم در زمان ظهور در رکاب حضرت باشند.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۱۹ ق.ظ
من به اصلاح جمهوری اسلامی با این قانون اساسی خوش بین نیستم.هر روز استبداد قویتر می شود
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۲۱ ق.ظ
به نظرم قبول کنید گرچه احمدی نژاد تخلف داشت اما تقلب ۱۱ میلیونی نبود.همین نکته را مهندس از من بشنود و اعلام کند اصلاحات زنده می ماند.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۲۳ ق.ظ
صلح خوب است ،آرامش لازم است ،وحدت بهترین است،اما تو را به خدا با این جماعت که جز قدرت مطلق نمیخواهند صلح نکنید .اگر شما از خواست مردم عقب نشینی کنید,مردم همه اعتمادشان را به شما از دست میدهند و این موج مهار نمیشودیعنی چه با خدا معامله کردم ؟اینجا سخن از حق شما به عنوان یک کاندیدا نیست سخن از حق مردم به عنوان مظلومانی است که تحقیر شده اند،آزار دیده اند و حتی کشته شده اند یا قربانی داده اند این مردم جنگ طلب نیستند والی شما که تعرفه مقابله ما را خوب می شناسید اگر هم بعضی عاقلترهایشان گاهی میخواهند شرایط را آرام کنند برای نفس تازه کردن برای حمله ی شدیدتر یا حفظ قدرت است خواهش میکنم بر سر حق مردم با خدا معامله نکنید…
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۳۰ ق.ظ
با آرامش پیش میرویم حباب دروغ به زودی می ترکد.هما ره پیروزی با کسانی است که در راه راست اند.این اعتماد بر باد رفته را
چه گونه پاسخ می گویند؟دل سوزان کاری کنید………………………..
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۴۱ ق.ظ
درود بر موسوی !
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۲:۰۴ ق.ظ
سوال من این هست که:
چطور آقای فاتح اسم نواب را در کنار روشنفکرانی مثل مصدق میاره؟؟!!!!!!
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۲:۰۶ ق.ظ
یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش می سپارم به تو از دست حسود چمنش
تا همیشه خدا یار و یاور مردم و عزیزان مردم باشه…
موسوی حکمت و لطف خدا بود
و خدا با صابران است.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۲:۴۷ ق.ظ
بسیار به حق و شنیدنی بود . امیدوارم کسانی که تحمل شنیدن سخنانی این چنین ، که در راسنای رسیدن به ایرانی آرام و به دور از جنگ و خونریزی است را ندارند ، آستانه تحمل خود را بالا ببرند . با تشکر از دکتر فاتح و امید پیروزی برای جنبش سبز
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۴:۴۲ ق.ظ
تمام کلامتان متین ودلسوزانه بود. موسوی رییس جمهور من است. وروزی نه چندان دور همه ملت جشن پیروزی را خواهد گرفت. از اینکه بر ملت و موسوی وحلقه شریفش ظلم بسیار رفته تمامی دنیا بر ان واقف است. اما جناب اقای فاتح لطفا مرا نیز روشن کنید که چه ظلمی . …. رفته است ؟ این حرف من تنها نیست باور کنید.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۶:۱۶ ق.ظ
سلام
ما هم اعتراض داریم، به عمده بدنه حکومت و فرهنگ غالب دولتیان و قضائیان و انتظامیان. و طالب اصلاحیم.
و نفرتی از شما نداریم، به خصوص از موسوی و نزدیکانش، بلکه امید داشتیم.
ولی شما دروغ گفتید – تقلب – و این شد بنیان حرکت شما، نه یک حرکت اصلاحی. و این بین ما جدایی انداخته.
ما به موسوی امید داشتیم. ایکاش ما را مخاطبش قرار میداد در انتخابات و بعد از آن، و به نگرانیهای ما هم توجه میکرد، و رهبر حرکت اصلاحی رو به رشدی میشد که بتواند همه منطقی های اسلامخواه را شامل بشود.
ولی موسوی هنوز متعهد به حفظ همه طرفدارانش هست، که شامل همه ضد اسلامها هم میشود، و برای اونها صحبت میکند. چیزی که ما از عاشورا دیدیم و فهمیدیم امت خداجو نبود، که صرفا در واکنش به تندرویها خشن شده باشند. ایکاش موسوی از روز اول اعتراضات و چیزی که اغتشاشات نامیده شده، دومی رو صریحا و قویا از اولی جدا میکرد.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۶:۳۲ ق.ظ
به زودی همه چیز روشن خواهد شد. این آقایان با واقعیت جامعه چه می کنند؟ تنها راه نجات ایران اصلاحات است!
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۸:۲۷ ق.ظ
با سلام آقای میرحسین
شما در حال حاضر در موقعیتی هستید که می توانید به راحتی نام خود را همچون کوروش کبیر
در تاریخ ثبت کنید . با آرزوی موفقیت برای شما و آشتی ملی با تمام احزاب ایرانی که همه
حق رای دارند. با آینده ای روشن برای ایران عزیز . ما همه باید باشیم و در اینجا هیچکس من نیست همه مائیم
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۹:۲۰ ق.ظ
نگاه ات/ شکستِ ستم گری ست / و چشمان ات با من گفتند / که فردا روز دیگری ست.
میلیون ها درود و سلام بر میر محبوب سبزها…میرحسین دلاور
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۰:۰۴ ق.ظ
آقای مهندس موسوی عزیز
اگر ما هم لایق باشیم سپر بلای شما و حلقه شرف تان می شویم چرا که شما در دلها جا دارید و
مثل آقایون توهم نزدید که هاله نور در بر داشته باشید .
ما سرباز حسینیم یاور میر حسینیم
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۰:۲۱ ق.ظ
با سلام و احترام
چرا هیچکس از آقای دکتر محمدرضا تاجیک یاد نمیکنه!؟
مگر میشه نقش بارز و نافذ ایشون رو نادیده گرفت!؟
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۱:۵۱ ق.ظ
سلام بر برادر ارزشی ابوالفضل فاتح و سایر دوستان مهندس موسوی عزیز. بسیار نوشته زیبا و تاثیرگذاری بود. دل ما خانواده شهدا و دلسوزارن انقلاب را شاد کرد. دوستانی مانند شما که در دایره ولایت پذیری گرد مهندس گرد آمده اند مایه سرافرازی ما هستند.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۰۲ ب.ظ
بسیار نوشته زیبا و عمیقی بود . تمام یاران مهندس موسوی همچون خود او برای ما عزیز هستند. چه زیبا نگارنده حلقه شرف را برای یاران مهندس بکار برده است. درود بر شما.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۰۵ ب.ظ
به یاد آقای منتظری که ایشان نیز حمایت خود را از میر حسین عزیز اعلام کردند و ایشان نیز به حاطر حق ایستادگی بسیار کردند… سبز باشید
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۱۱ ب.ظ
سلام. درود بر مهندس موسوی و یاران وفادارش. بسیار از دکتر فاتح ممنونیم که بخشی از دلنگرانی های جنبش سبز را مطرح کردند. درود بر شما
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۲۳ ب.ظ
میگویند دروغ را هر چه بزرگتر بگویید که باور شود
حالا حکایت این نویسنده است که سرتاسر تناقض و خلط مبجث و خطا نوشته است
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۳۴ ب.ظ
نگارنده چه زیبا نوشته است که “هنر تاریخ آن است که وقتی از رخدادها فاصله گرفته و غبارها فرو می نشیند، حقایق را برملا خواهد کرد.” و آن روز نزدیک است. نکان زیبا و تاثیرگذاری در نوشته وجود داشت. ممنونیم
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۳۵ ب.ظ
خاطره ای از از مهندس بعد از شهادت خواهرزاده عزیزش نوشته شده انسان را به فکر وا می دارد که این فرد هیچ چیز را برای خودش نمی خواهد. آفرین بر این همه سخاوت.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۲:۴۷ ب.ظ
در مجموع نوشته خوبی بود. امیدوارم هر چه زودتر راه حلی برای این بحران به دست آید.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۰۷ ب.ظ
درود خدا بر رهروان راستی و پاکی که هیچ وقت مقهور رفتارهای ظالمان و ستمگران نمی شوند.
من در همه نیایشهایم برای جنبش سبز و به خصوص میرحسین موسوی و جناب کروبی دعا کرده و از خداوند عزت اسلام ناب محمدی که اینک این بزرگوارا پرچم دار آن هستن را خواستارم.
درود بر سه یاور خمینی موسوس خاتمی و کروبی
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۱۰ ب.ظ
آرامش آری! اما سازش هرگز…
کف مطالبات مردم: اجرای بی کم و کاست پنج بند بیانیه ی شمار ه ی هفده میر حسین موسوی
در ضمن: کسانی که لجوجانه و مزورانه، جریان سبز و سران آن را به بیگانگان نسبت می دهند و در هر حادثه یا مسئله ای بیدرنگ پای بیگانگان و صهیونیست ها را به میان می آورند در واقع با این کارشان غیر مستقیم قدرت آمریکا و اسرائیل و دیگر کشورها را صد چندان کرده و به رخ ایرانیان می کشند و اینگونه عجزشان را نمایان می کنند .
اما امام ما گفته که «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند!» …پس به حاکمان ایران بگویید که بیهوده تا این حد قدرت بیگانگان را در برابر عزم و اراده و ایمان مردم غیور ایران بزرگ نکنند و ریشه ی هر چیزی را در آنان نجویند که ناخواسته به آنان پر و بال می دهند …
و به قول دکتر اطاعت عزیز، به شعور و خواست و اراده ی مردم ایران توهین نکنند!
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۲۸ ب.ظ
مطمئنا خداوند مهندس را ذخیره ای برای این ملت و حجه محکمی برای مسئولین امر قرار داده است . ایشان به برکت اخلاصش آنچنان در دلها نفوذ کرده که تنها را ه نجات از بحران فعلی فقط به دست آوردن دل مردم توسط ایشان است . زمان هرچه که بگذرد این امر روشنتر میشود. ا
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۴۱ ب.ظ
مهندس گوشت راحت الحلقومی نیست که راحت قربونیش کنین. چقدر مظلوم کشی تو این کشور
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱:۴۸ ب.ظ
درود به ریس جمهور منتخب و محبوب مردم ایران، جناب مهندس میر حسین موسوی و همه یاران نیک اندیش ایشان که به خاطر دفاع از مطالبات بر حق مردم در سخت ترین شرایط ممکن به مبارزه خود ادامه می دهند.
به خون شهدای جنبش سبز سوگند که ما با همین شیوه مسالمت آمیز و خردمندانه رای خود را پس می گیریم.
ما بشماریم
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۴:۰۴ ب.ظ
خداوند همیشه دروغگویان و ظالمان را رسوا میکند
به امید روزگاری بهتر و درسایه حق تعالی
به امید روزگار ی سبز
به امید مملکتی سبز آباد
درود بر جنبش سبز
درود بر مهندس موسوی
درود بر خاتمی
درود بر کروبی
درود بر شهیدان جنبش سبز
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۴:۳۷ ب.ظ
ای مرد خدا هر روز که می گذرد و هیچ نمی گویی بیشتر دل ما را آتش میزنی .
صبر کن صبر کن و صبر تا خداوند شیرینی و حلاوت عشقش را به تو بیشتر نمایان سازد.
مردانگی جلوی مردی و خضوع تو کم می آورد
یا حسین ……..میرحسین
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۴:۴۰ ب.ظ
پدر بزرگوارم میرحسین جان
در رکاب امام زمان (ع) کفن پوش، آماده شهادتیم.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۵:۱۴ ب.ظ
اقای موسوی بخواند نیازی به گذاشتن این کامنت در سایت نیست هرچند چنین کاری از شما بظاهر بیطرف بعید است .
آقای مهندس موسوی عزیز نظر محترم شما را به چند نکته جلب میکنم خواهشا این نکات را با دقت بخوانید :
۱- اینکه نامزد رقیب شما از رفتارهای نامناسبی جهت اخذ رای بیشتر استفاده کرد درست ولی ایا شما با سخنرانی های متعدد چهره رئیس جمهور نهم را تخریب نکردید و ایا این انصاف بود چرا خود را منزه میدانید چرا به شعور من که یکی از این مردم هستم وپیگیر همه مسائل انتخابات دهم بودم توهین میکنید .
۲- شما نگران ایران هستید !!! ایا اگر این حضور ۴۰ میلیونی بدون این حوادث اتفاق می افتاد ایران عزتمند تر نبود بخدا قسم ایرانی که قبل از انتخابات داشتیم در سطح جهان بسیار قدرتمند تر بود ونگوئید که شما باعثش نبودید مگر نه اینکه امریکا به پای ایران افتاده بود و از کشور ما درخاست رابطه میکرد اقای موسوی یکی از بارزترین مشخصات اقای احمدینژاد باج ندادن به استکبار بود و این را ما در این چهار سال دیدیم و شما چه بی انصاف انرا یکی ازنقاط ضعف دولت نامیدید .
۳- اقای موسوی شما کی حتی یکبار در برابر شعارهای “جمهوری ایرانی” و “نه غزه …” و “مرگ بر اصل ….” موضع گیری کردید مگر در این اواخر ودر پاسخ به سئوال یکی از فقها و حقیقتا آیا عدم موضع گیری شما بعلت ترس از ریزش طرفدارانتون نبود و البته اگر جوابتون منفی است بدیده منت میپذیرم .
۴- اقای مهندس عزیز واقعا ما باید ” دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس ”
۴-۱- پیروی از امام ( که به اقای منتظری فرمود در مسائل سیاسی دخالت نکنید ) یا درخواست شما از اقای منتظری مرحوم برای دادن راهکار .
۴-۲-تاکید شما بر اجرای دقیق قانون یا رفتارهای غیر قانونی متعدد شما از جمله تهمت بدون دلیل تقلب و عدم پیگیری خاستهای خود از مراحل قانونی
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۵:۵۵ ب.ظ
برادر عزیز محمدهادی
با اجازه شما ، من بعنوان یک دوستدار مهندس موسوی عرضی داشتم.
۱)لطفن شما دلیل دروغ بودن ادعای ما – اینکه رأی اکثریت ملت ، آنی نبود که اعلام شد- را بفرمایید. چون ظاهرن بقیه صحبتهای شما بر پایه دروغ دانستن ادعای ماست.
۲)در ۲۰ سال بعد از رحلت امام شما چندبار مهندس موسوی را در سیمای جمهوری اسلامی دیده اید؟ (بجز چند هفته پیش از انتخابات)
میخواهم بدانم شما چقدر امکانات برای میرحسین موسوی متصور هستید ؟
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۶:۳۰ ب.ظ
با سلام چرا تنها باشد مگر امثال من کم پیدا می شود من یک فرد بسیجی بودم بخاطر مهندس تلاش کردم قسمت خودم به اعتدال برسد دارم طرحهایی برای اینده کشور می ریزم یک سال دیگر مدرک مهندسیم را می گیرم تلاش می کنم عین موسوی شوم قبلا فکر میکردم چرا ما زمان امام نبودیم که به امام خدمت کنیم عشق بورزیم این عشق ما الان به تو است مهندس به خدا قسم می خورم در نماز شبهایم دعایت کنم عشق ما به تو رنگ عشق ملت به امام را دارد. کسی که خداوند بخواهد ابرویش خفظ شود هیچ کسی نمی تواند ابرویش را ببرد
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۷:۵۵ ب.ظ
آقای مهندس موسوی
در قلب های ما جای داری. ذره ای از ارادتمان نسبت به تو کم نشده است.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۸:۳۲ ب.ظ
مردان خدا پرده ی پندار دریدند
یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند
هر دست که دادند همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند
یک طایفه را بهر مکافات سرشتند
یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند
جمعی به در پیر خرابات خرابند
قومی به بر شیخ مناجات مریدند
یک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
یک زمره به حسرت سر انگشت گزیدند
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
همت طلب از باطن پیران سحرخیز
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زنهار مزن دست به دامان گروهی
کز حق ببریدند و به باطل گرویدند
چون خلق در آیند به بازار حقیقت
ترسم نفروشند متاعی که خریدند
مرغان نظرباز سبک سیر فروغی
از دامگه خاک بر افلاک پریدند
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۸:۴۱ ب.ظ
با انقلاب چه کردید شما اقای موسوی واقای احمدی نزاد حتما پاسخ خدا را اماده دارید.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۹:۰۲ ب.ظ
۲۲ بهمن امسال تعیین کنندهی سرنوشت اصلاحات
یادمان باشد که موسوی به خاطر این شعار ما در روز ۲۵ خرداد که می گفتیم میر حسین رای ما رو پس بگیر همه ی این توهین ها وحرمت شکنی ها وبدبختی هاو …رو به جون خرید .تنهایش نگذاریم.به همه ی اونهایی که ۲۵خرداد اومده بودن واجبه که ۲۲بهمن هم بیان.ا ۲۲پیش بینی میشه که ۲۲بهمن امسال همچون ۲۲بهمن سال ۵۷ خواهد باشد در راستای همون اهدف:استقلال آزادی جمهوری اسلامی
شاید وقتش رسید ه باشد که از ۲۲ بهمن بنویسم روز پیروزی جمـهـــــــــــــــــــــــــوریِ اســــــــــــــــــلامیِ ایران.درسته که اون روزا نبودم ولی مگه میشه با گوشت وپوست و استخونم حرفایی که پدرم درمورد اون روز زده رو درک نکرده باشم.پدری که گاهی اوقات میومد و برای بچه هاش از شیطنت های اون روزاش از شرکت تو تظاهرات ضد رزیم شاهنشاهی از همه چی میگفت.اما حالا تو این ماه های پرفتنه ی اخیر هر چند وقت یک بار میاد تو اتاقم ازم میخواد که برم تو اینترنت براش اخبار جنبش سبز رو در بیارم. براش خیلی مهمه که موسوی چی میگه ، کروبی چی میگه، هاشمی چی گفته.تنها امید باقیمونده ش برای پابرچا موندن نظام به همیناست وبس!پدرم سال های ۵۶ و ۵۷ اوج جوونیش بود تو تظاهرات شرکت میکرد. از اون اعلامیه پخش کن هایِ نترس.منم مثل پدرم هستم رادیکالِ رادیکال!!! :-)
۲۲ بهمن امسال هم قراره با خانواده م تو راهپیمایی شرکت کنم وبه همه نشون بدم که جنبش سبز ما عکس امام پاره کن نیست .خطاب به همه ی دوستای سبز میگم که ۲۲ بهمن امسال رو از دست ندید .حالا دیگه وقت نشستن پشت میز کامپیوتر وماهواره دیدن وخوندن روزنامه ی آفتاب یزد و آرمان و… نیست که خودتو اروم کنی و خشمت رو بخوری وتو دلت بگی سبزسبزم ریشه دارم …!اگه مرد میدونی ۲۲ بهمن باید بری و از انقلابت از اندیشه ی راستین ِ امامت دفاع کنی.۲۲ بهمن آخرین وبزرگ ترین فرصت برای اصلاحاته واگه از دست بره دیگه معلوم نیست که چی به سرمون میاد.هر ۲ طرف چپ و راست منتظرن تا مردم رو تو این روز محک بزنن.دولتی ها میخوان بدونن حقه ها ونیرنگ هاشون تا چه حد موثر بوده و چپ ها هم تنها امیدشون به این روزه.به خاطر خون سید علی حبیبی موسوی و سهراب وندا و… واسه خاطر مظلومیت منتظری و موسوی و یاران امام … واسه اشکایی که تو این چند ماهه مادرای داغدار ریختن …برای آزادی بهشتی و..و … و. … . . . . ۲۲ بهمن رو دریابید.نشینید تو خونه وبا خودتون بگید ملت برن ما تماشا می کنیم تا شما نباشید ملت هم نیست .شما خودتون ملت هستید.از چیزی هم نترسید چون این راهپیمایی خدارو شکر مجوز داره!جمعیت هم اونقدر زیاده که خطری تهدیدتون نمی کنه.مواظب ساختار شکن ها هم باشید.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۹:۱۷ ب.ظ
بدانید که گاهی اوقات حکومتیان طوری عمل می کنند که رقیب خود را اگر پاک نیز باشد حذف کنند. مگر در حکومت معاویه و در شام(سوریه) نمی گفتند که مگر علی نماز می خواند , شما را چه شده است که هر کار نا ثوابی که توسط دولت و به نام پاکان این مرز و بوم انجام می شود را باور می کنید. مگر مهندس عزیز قبل از عاشورا هشدار نداده بودند که مراقب باشید که نقشه هایی توسط مخالفان جنبش سبز در کار است تا جو را خراب کنند. بدانید زمان همه چیز را آشکار خواهد کرد و دروغ پایدار نمی ماند چون ریشه ندارد.
به امید سرافرازی ایران عزیز
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۹:۱۹ ب.ظ
واقعا و مردانه آیا خودتان باورتان است موسوی برای رضای خدا آمده؟ وجدان را چه می میکنید؟
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۹:۵۱ ب.ظ
آقای امیررضا. لطفا اینقدر مظلوم نمایی نفرمایید. همچین میگید چهره رئیس جمهور نهم را تخریب کردید!!! آدم حسابی. یعنی لازم بود آقای موسوی این حرفا رو بزنه؟؟ یعنی ملت خودشون کور و کر بودن که تو این ۴ سال افتضاحات رئیس جمهورتون رو ندیدن و مهندس بخواد بیاد احمدی نژاد رو تخریب کنه. نه جونم ایشون مدتها بود که خودشو پیش چشم همه ایرانیها رسوا کرده بود. جنابعالی هم از رختخواب بیاین بیرون چشمهاتون رو بشورید و ببینید کی داره ایران رو به روسیه و چین و به طور نامحسوس به یهودیها میفروشه. ببخشیدا رئیس دفتر کی بود که سیگار ” مارلبرو ” وارد ایران کرد؟؟!! بی زحمت خودتون رو به کوچه علی چپ نزنید.
درود بر موسوی عزیز نخست وزیر محبوب امام راحل.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۰:۰۲ ب.ظ
اعتراض و فریاد ما ابدی است . این اعارض به گوش فلک رسید مگر گوش این آقایان چقدر سنگین است
فریاد
از زخم تو , با شعر من , تا شد عجین فریاد
حرفی ندارد در صدایش جز همین فریاد
آئینه تصویر حقیقت را نمایانده ست
از چشم های قاصرکوتاه بین فریاد
اینجا ندای اعتراضم سبز نی سرخ ست
سهراب را تیغ پدر زد بر زمین فریاد
وقتیکه زیر چرخهای ظلم له شد عشق
تاریخ شد فریاد سبزش , آفرین فریاد
یاد شهیدان بلا افتادم و اجساد
که زیر سم اسبها له شد چنین فریاد
تا کعبه روبرتافت از قبله گه این قوم
برخاست از هر آجر دیوار چین فریاد
تا کی به نام من بکام نفس پست ای قوم
فریاد از ظلمی که شد با نام دین فریاد
این نیست دینی که رسولم گفت این آن نیست
آری خدا بود و زد از عرش مکین فریاد
بشنو صدایم را بخاطر نیز بسپارش
هرچند این باشد مرا هم آخرین فریاد
این نیست دینی که محمد گفت این آن نیست
آن از خدا این از من شاعر و این فریاد
مهرداد نصرتی (مهرشاعر )
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۰:۱۶ ب.ظ
سلام
من در مورد همه حلقه اول یک ایراد دارم به این جمله:
“باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی و فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند”
عرب مازار که رئیس سازمان امور مالیاتی بوده و شنیده ها حاکی از ان است که بسیار …و بسیار … کرده است . همچنین شنیده ام که ایشان پرونده بررسی مالیت و درامدهای شرکت های بزرگ را خود بدست می گرفته
ان شائ الله که دروغ باشد
کلمه:آقای عرب مازاری که این دوست گرامی می گویند و رئیس سازمان امور مالیاتی در دولت نهم بودند با دکتر عرب مازار مشاور مهندس موسوی متفاوت است.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۰:۴۱ ب.ظ
ثریا خانم ،کف اهداف انقلاب و شهدای انقلاب تحقق بندهای پنج گانه آقای موسوی است ، آیا واقعا محقق شده است ؟ وجدان را چه می میکنید؟
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۰:۵۴ ب.ظ
درود بر میر حسین رئیس جمهور مردمی …
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۱:۱۷ ب.ظ
میر حسین عزیز در راه حق و آزادی یعنی همان راه امام زمان (عج) جان ما ناقابل است
خدایا یاریمان کن.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۱:۲۱ ب.ظ
میرحسین عزیز در راه حق و آزادی یعنی راه امام زمان (عج) این جان ناقابل است
خدایا یاریمان کن.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۱:۲۳ ب.ظ
سلام و درود به رئیس جمهور منتخب و محبوب مردم، آقای مهندس میرحسین موسوی
خطاب به آقایان اصولگرا:
آیا مردم می بایست هفت ماه رنج و سختی را متحمل شوند، این همه خون بدهند، شکنجه ببینند، ترور شوند، زندانی شوند، اعدام شوند، محارب خوانده شوند و… تا آقایان به این نتیجه برسند که: «بله، صدای معترضین هم باید شنیده شود»؟! … فکر نمی کنید کمی دیر هنگام باشد؟
به قول یکی از عزیزان اصلاح طلب، «این اقدام (مناظره ها) نوش داروی بعد از مرگ سهراب و سهراب هاست»! البته به طور کلی پخش چنین مناظره هایی هر چند دیر هنگام برای آگاهی و اندکی تسکین دردهای مردم مظلومی که هفت ماه فریاد زدند و کسی نخواست صدای شان را بشنود و این چنین ناجوانمردانه نادیده گرفته شدند، اقدام کوچک اما مثبتی است، اگر ادامه یابد.
اما آقای مهندس موسوی می بایست همان روزهای اول بعد از انتخابات به صدا و سیما فراخوانده می شدند تا حرف هایشان را بزنند و از مواضع شان دفاع کنند که متاسفانه این اجازه به ایشان داده نشد. مثلا می خواهید الان به تلویزیون بیایند و چه بگویند؟ آیا فراموش کرده اید که انتظار و مطالبات مردم دیگر از حد انتخابات فراتر رفته و حتی از کنترل مهندس موسوی نیز خارج شده است؟
آقای موسوی مطالبات مردم را تاکنون خیلی صریح و واضح در بیانیه های شان بیان فرموده اند و سایر اصلاح طلبان و یاران ایشان نیز که اکنون در زندان ها به سر می برند (و همچنین به تازگی آقای دکتر جواد اطاعت) به خوبی و با شجاعت از مواضع ایشان و جنبش دفاع کرده اند؛ پس اگر روزی آن هم بعد از هفت ماه کشتار و سرکوب معترضین، از میرحسین خواسته شد که به سیما آمده و مناظره داشته باشد این کار احتمالا به منظور بهره برداری به نفع اهداف مسئولین حکومتی خواهد بود.
در حال حاضر به نظر من دیگر موردی برای حضور مهندس موسوی در تلویزیون و انجام مناظره وجود ندارد مگر اینکه ایشان خود بخواهند و اجازه داشته باشند به تنهایی و بدون حضور مجری حضور یابند و نیز بتوانند از بسیاری از خط قرمز ها عبور کنند؛ اگر حکومت این ظرفیت و پذیرش را دارد حرفی نیست؛ اما در غیر این صورت به نفع میرحسین است که خود را در دام آنها گرفتار نکند و تن به این نمایش ساختگی ندهد. البته مهندس میرحسین موسوی خود صاحب نظر و خردمند هستند و حتما می دانند که چه اقدامی بهترین و شایسته ترین است. ما به ایشان اطمینان داریم و همگی پشتیبان او هستیم.
خدا یار و پشت و پناه میر حسین عزیز ما باشد… آمین!
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۷ ۱۱:۵۸ ب.ظ
با نظر realism موافقم نظراتش جالب بود
به امید ۲۲ بهمنی سبز و ایرانی ازاد
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱۲:۴۲ ق.ظ
حلقه اول اطرافیان مهندس موسوی راکه همه اندیشمندودارای سلامت نفسانی ومالی هستندوبحق آقای فاتح آنهاراحلقه شرف نامیده است باحلقه اول طرف مقابل مقایسه کنیدکه همگی ….
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱۲:۴۷ ق.ظ
درود بر سه سید فاطمی خمینی موسوی خاتمی
میرحسین موسوی بداند همانطور که پدرانمان تا اخرین نفس در خدمت امام و انقلاب بودند ما هم تا اخرین نفس و اخرین قطره خونمان با او پشت سر او هستیم
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۲:۰۵ ق.ظ
ما اعتماد کردیم به جناب مهندس موسوی و از ایشون حمایت می کنیم و همیشه به راهکارهاشون باور داریم…
چطور ممکنه آدم چشمش رو رو به آفتاب ببنده و با شمع پی راه بگرده…
یا کور باید باشی که اینجوری شمع به دردت نمی خوره…
یا خودت رو به کوری بزنی که اینجوری اون شمع حاصل اش یه حریق پر از پشیمونیه…
اما حریق سبز ما نمی سوزونه…
می رویانه…
به امید خدا…
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۲:۱۶ ق.ظ
تقدیر ار خودتان جدا باعث خوشحالی است.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۵:۴۳ ق.ظ
درود بر سید بزرگوار ما یاران با وفایش
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۸:۲۸ ق.ظ
نمردیم و معنای شرف را هم فهمیدیم…..
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱۰:۴۵ ق.ظ
میشه یکی به من توضیح بده شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران چه تعارضی با دینداری ما داره ؟مگه غزه و لبنان جزو مقدسات ما هستن ؟ این شعار معنی بدی ندارد مگر نه اینکه برای لبنانیها و غزه ایها هم کشور خودشان در اولویت است ؟
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱۰:۴۵ ق.ظ
برای دوست عزیزم ابوالفضل
تو که سرشاری از سرشت اتسان بودن،سرشاری از احساس و عقل و عاطفه و ایمان و تعهد نسبت به همه پاکی ها و پاکان روزگار ما،نیکی ها و نیکان روزگار ما،برای تو که سرشاری از عشق به میهن و کیش و آئین و مذهب تشیع علوی،تو که سرشاری از ایمان و تعهد به امام و یاران وفادارش،انقلاب و آرمان هایش،شهیدان و خون های جوشانش،برای تو که از دیار دور،از دیار بیگانه سرشاری از دغدغه های سرنوشت انقلاب که امروز بی شک به سرنوشت مهندس گره خورده است.
برای دوست عزیزم ابوالفضل
برای تویی که در التهابات قبل از انتخابات که خبر از کوران حوادث پس از آن را به همراه داشت،همواره همنشینی با تو ارامش مهندس را نوید میداد.آرامشی که سرمنشئی جز در محضر خدا و تداوم بخشی راه امام و شهداء نداشت.
برای تویی که …سرشاری از وفاداری
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱۱:۲۳ ق.ظ
با سلام خدمت پسر عموی عزیزم
با ارادت
-مشتاقانه منتظر دانستن اعتقادات حضرتعالی در ارتباط با قانون اساسی و نیاز به اصلاح چه بند هایی در آن را میدانید؟
-آیا شما اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه دارید؟ و یا نیاز میدانید این اصل قانون تصحیح شود؟
-آیا مینوانیم بر نامه های دقیق حضرتعالی ر برای اداره کشور و خروج از بحران جهانی پیش آمده را بدانیم؟
البته فراموش نشود که ارادت ما به خاندان ولایت و فرزندان ایشان و همچنین آزادیخواهان جهان از پیش بر همگان واضح ومبرهن است . دوستر میدارم که پاسخ سئولات بالا را جامع و کامل بدانم .
ارادتمند.
موسوی، سید خدا
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱۱:۳۹ ق.ظ
ابوالفضل فاتح: حلقه نخست یاران مهندس موسوی حلقه شرف است، کلمه
این مطلب در روز اول با این تیتر به چاپ رسید ، و حال با تیتر دیگری در صدر مطالب سایت قرار دارد، چرا که نازیبا ترین تیتر بود، آیا حلقه بعدی یا حامیان دیگر آقای موسوی انسانهای با شرفی نیستند، هر چند که متاسفانه خود آهای موسوی هم در آغاز بر این موضوع تاکید فراوان داشتن حال از منظر دیگر.
به هر حال این تغیر تیتر بسیار زیبا بود.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱:۱۹ ب.ظ
دلم می گیرد برای خودم،برای همسالانم که در کوچه و خیابان های سرزمینم کتک می خورند، برای خانواده هایی که داغ پرپر شدن عزیزان و نزدیکانشان را بر دل دارند برای مردی سبز که جز صداقت و شرافت و تمام صفات زیبا از او سراغ ندارم…..
اما دلم می گیرد از کسی که می توانست خوب باشد و نیست….
کسی که می توانست بگذرد و سوی مردم بیاید….کسی که می توانست همچون راه بری دلسوز دست تفنگداران را از جان مردم این سرزمین کوتاه کند….کاش اینگونه بود!
پدر سبز….
دلم می گیرد از این همه بدی و برادر کشی
کاش این سرزمین آدمها و رهبرانی به رنگ تو داشت تا آنوقت حسرت داشتن وطنی را نداشتیم که در آن خون ریختن گناه باشد
که در آن اشک و آه مادران نباشد
فریادهای گوشخراش خونخواران نباشد….
وطنی که مجازات آدمهایش مرگ و اعدام نباشد….
سرزمینی که همه بتوانند حرف بزنند
اگر اینچنین ایرانی داشتیم دیگر فریاد “نه غزه نه لبنان” سر نمی دادیم دیگر تنها “همین ایران” را می خواستیم چه جمهوری و اسلامی پیش از آن باشد و چه نباشد ایرانی که همه در آن “انسان” باشند و انسانیت بین مردمانش حکم کند فقط.
اگر اینگونه سرزمینی داشتیم اگر آزاد بودیم آنگاه برای آزادی و صلح در غزه و لبنان تلاش می کردیم و برای پیروزی مردمانش دعا.
اگر آزاد بودیم آزادانه به یاریشان می رفتیم….
اما افسوس……افسوس که اینگونه نیست!
افسوس که ما نیز امروز به نوعی دیگر همدردهای آنانیم فقط….
حالا غزه ای ها و لبنانی ها چه انتظاری می توانند از ما داشته باشند مایی که خود در این سو گرفتار دردیم و داغ.
کودکانشان نیز ما را خواهند بخشید که گرفتارند و ما کاری نمی کنیم آخر مردان و زنان و کودکان این سرزمین نیز دیری است دردمندند….و دردمندترند آخر آنجا لااقل به نام دین برشان ظلم نمی رود لااقل آنجا قاتلان اگر کشتند می گویند ما کشتیم آنجا همه جنایت هایش را گردن عناصر بیگانه و ناشناخته و مجهول الهویه نمی اندازند….دردهای آنان کمتر است.
و چگونه می گویند که تو نمی خواهی ما دوباره این را فریاد بزنیم…..
ما امروز نمی دانیم که در این سرزمین فردا کودکان امروز را به چه جرمی می خواهند پای چوبه های دار برند نمی دانیم که فردا قرار است چه تهمتی بر آنان زنند….نمی دانیم همین کودکان فردا در کدامین زندان غیراستاندارد می خواهند زیر شکنجه های دژخیمان جان بسپارند….نمی خواهیم آنان درد های امروز ما را بکشند باز…..
حالا چگونه می توانیم فریاد آزادی دیگرانی را سر دهیم که کمی دورترند در حالیکه خود نیازمندتریم در حالیکه همین نزدیکترها دارند خون می ریزند؟!
پس باز فریاد می زنیم “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران….”
فریاد می زنیم تا همچون قبل ها غزه و لبنان را وسایل به بازی گرفتن ایران قرار ندهند….
فریاد می زنیم تا کسی یادش نرود که در نزدیکی اش مردمی محتاج آزادی و صلح هستند و او سوی دیگر نظر دارد….
فریاد می زنیم”جانم فدای ایران” تا همه بدانند که در راه آزادی ایران در راه سبزمان و “برای زنده ماندن تو رهبر سبزمان” ما جان را به دست گرفته و آماده ایم….
فریاد می زنیم پیش از آنکه وطن را در کفن بگذارند پیش از آنکه نامش فراموش شود تا شاید نرود تا شاید نشود…………………………………
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۳:۱۴ ب.ظ
در جواب خواهرم صبا
شعر نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران به لحاظ کلامی هیچ اشکالی نداره . اشکال و عدم تطابق این شعار با ساختارها و هنجارهای مت از اونجا شروع میشه که بحث حمایت از فلسطین و لبنان از دهان مبارک حضرت امام (ره) خارج شده و همچنین در بحث چهاد ابتدایی و مباحث حقوقی مرتبط با اون مبنا بر عدم دخالت ایران گذاشته شده و فقط و فقط فلسطین و لبنان مستثنی شدهدر قانون ما هستند .
پس بر اساس قانون ما باید از اونها حمایت کنیم اما بحثی که اینجا مطرح میشه اینه که آیا باید تا جایی حمایت کنیم که به منافع جامعه اسلامی وایرانی آسیبی نرسه یا نه تا اونجا ادامه بدیم که احمدی نژاد در شرایط بحران اقتصادی کشور بخواد مبالغ هنگفتی رو به فلسطین کمک کنه و وقتی با مخالفت وزیر …. و درخواست وزیر مبنی بر اخذ نامه از …. روبرو میشه از کابنه کنارش بزنه ؟؟؟
پس اینجاست که اعتدال خودش رونشون میده . . . و یادمون به حرف سید عزیز و دوس داشتنی آقای موسوی میفته که “هر افراطی ، تفریطی در پی داره”
پس وقتی دولت حاضر میاد اونطور افراط میکنه با تفریطی از جناح مخالف خودش روبرو میشه “جواب کلوخ کلوخه جواب سنگ سنگ”
بسیجی کارت دار نیستم اما همیشه به اصول معتقد بودم و شاید از برخی آقایون شناسنامه دار تو بسیج بسیجی تر باشم ، پس منم یک بسیجی طرفدار آقا سید هستم
یا علی
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۴:۰۵ ب.ظ
برای امیررضا:
۱- مردم در ۴ سال دولت نهم نه خواب بودن و نه کور، که توی ۴ ماه، مهندس موسوی بیاد چهره احمدینژاد رو خراب کنه و خودش رو منزه جلوه بده. خالی کردن صندوق ذخیره ارزی، خوابیدن عسلویه، تورم و گرانی، قیمت مسکن، هاله نور … بازم بگم
۲- آقای احمدی نژاد اهل باج دادن نیست، فقط نمیدونیم چرا پشت پرده با آمریکاییها توافق هسته ای میکنه که بعدش اونجوری … در میاد، وزیر علومش با همتای اسراییلی تو یه جلسه میشینن، حاضر میشن اسم خلیج فارس تو مسابقات نباشه، زیر پرچم خلیج(بدون فارس) میشینه….بازم بگم.
۳-اولا که آقای موسوی هم دربیانیه بعد از چهلم شهدای سبز و هم در بیانیه بعد از روز قدس، گفتند که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. در ثانی کجا بیان اعلام موضع کنن که شما بفهمید. توی رسانه میلی، تو روزنامه ای که نبستن، تو سایتی که فیلترش نکردن؟ ایندفعه شما بگو .
۴-
۴-۱- ملاک حال فعلی افراد است. (همون جمله ای که وقتی میگن موسوی مورد تایید امام بوده، میگید)
۴-۲- ایشون پیگیری قانونی کردند، شورای نگهبان فرمودند “وقت نداریم رسیدگی کنیم”(نامه محتشمی پور و لاری)
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۴:۱۱ ب.ظ
سلام
من یک سوال بزرگ ذهنم مشغول کرده که آقای مهندس موسوی برچه اصلی قبل از اعلام نتایج آراء فرمودند من پیروز انتخابات هستم
اگه پاسخ دهید ممنون میشم
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۵:۵۰ ب.ظ
بسیار عالی
به نظر من بهتر بود برخی یاران میرحسین مثل همین آقای فاتح در ایران و در کنار دیگر سیاسیون میموندند نه اینکه از اونور برای ما یادداشت بنویسند!
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۶:۰۹ ب.ظ
salam saite man obur.ir man az gozareshate homa estefadeh mikonam vali hich vaqt esme saite shomar neminevsam magalehea az aaqaye fateh roye sait hast bebinid
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۶:۱۱ ب.ظ
جناب ِ ابوالفضل ِ فاتح ،
سلام ، سلامی به رسم ِ آشنایی ،
دو بار، یادداشت شما را خواندم . باراول در ِ کلمه و بار دوم در جرس . یادداشتی که ” برای تاریخ “ نوشته بودید و از بد ِ روزگار ، من “امروز” باید آن را می خواندم . از نشریه ی تایم و پیام ِ مرندی گرفته تا حلقه ی نخست ِ مهندس و حالت ِ اندیشناک و پاسخ های مثبت او .همه و همه ی “کـد”های ِ نوشته ی شما را دیدم و خواندم . کدهایی که تنها به درد آدم های باهوش می خورند! آنها را کاری ندارم ، اما حق دارم در این بزنگاه تاریخی ، که شما از میرحسین می نویسید و شاید به نام میرحسین می نویسید ، بگویمت : آموختن ِ از تاریخ ، از نوشتن ِ برای تاریخ مهم تر است .
آقای فاتح ، حوب نوشته ای خودت :
“ آنگاه که نادرشاه بر سریر قدرت نشست، در تصورش نمی گنجید که روزی کار به جایی خواهد رسید که دستور خواهد داد تا چشمان فرزندش را از حدقه بیرون آورند. روزی که امیر کبیر به صدر اعظمی برگزیده شد، در مخیله ناصر الدین شاه نبود که به دستور او امیر را به قتل خواهند رساند. تاریخ ما پر است از صحنه های حیرت انگیزی که سعایت پیشگان و تملق پیشگان دربار پدید آورده اند” .
اما ابوالفضل عزیز! چند خط پایین تر که ……………………………………………. آن کنند که دانم و دانی ، یکی از آن ” صحنه های ِ حیرت انگیز” پدید می آید . صحنه ی حیرت انگیزی که برای دیدن آن حتی لازم نیست به زمان نادر و ناصر رفت .
فاتح ِ ایسنا ! باور کن ، من هم کمتر از تو علیرضا بهشتی شیرازی را دوست ندارم و شاید بیشتر از تو به نجابت و شرافت ِ میر حسین باور دارم . اما فاتح جان ، سزاوار تاریخ نیست که حلقه ی شرف را به چند نام محصور کنی . به بیرون ِ حصار هم بیاندیش . در حصار اوین بی نام ها بسیارند . راستی نگفته بودی خارج ِ آن حلقه را چه می نامی ؟ همان هایی که سهمشان بی نامیِ است ؟
ابوالفضل ! تو یکی حق نداری ، از هوش ِ سرشار ِ دوستان ات بنالی و از مشارکت ِ آنان برنجی . تو هم آنقدر باهوش بودی که تکرار ِ تاریخ ِ مصدق و کاشانی را بدانی و عاقبت را بخوانی و مشارکت کنی . تو هم می دانستی ، همراهی مصدق و مریدی کاشانی ، سهمش دیکتاتوری و شاهنشاهی است .
می بینی ابوالفضل ؟ من واقعا باهوش نیستم . من برای تاریخ نمی نویسم . به قول ِ ملکیان : من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسان های گوشت و خون داریهستم که می آیند، رنج می برند و می روند.
پی نوشت : آقای ابوالفضل فاتح را دوست دارم . می دانم به اخلاق و اصول ِ خود کاملا پای بند است . به نوشته هایش علاقه مندم و در این زمان بیشتر از همیشه . اما این آخرین نوشته اش آزارم داد . بخصوص آنجا که از سبزِ اصیل می گوید . ترسیدم .احساس کردم ، این بار ابوالفضل با زمان همراه نشده است . شاید جا مانده است . باید به او می گفتم . می گفتم : پیام ها و دغدغه های ِ او را در این نوشته و نوشته ی توام ِ با بیانیه ی هفدهم را می فهمم ، اما نمی توانم به او حق بدهم . بیش از هفت ماه مبارزه ، بیش از هفتاد شهید ، بیش از هفتصد زندانی کافی است که دغدغه هایمان را تغییر دهد .ممکن است اشتباه از من باشد . شاید هم او برای تاریخ نوشته است و من از ماقبل تاریخ آمده ام!
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۶:۲۱ ب.ظ
سلام – بر اساس اطلاعاتی که از ناظران خود در پای صندوقها جمع آوری کرده بود و پای فرمها را امضا کرده بودند. اگر همان فرمها را دوباره در حضور یک شورای بی طرف حساب کتاب میکردند ، قضیه حل بود. ولی افسوس ، آن فرمها ، فرمالیته بود .( )
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۷:۳۱ ب.ظ
سلام- صبور باشید ، ثابت قدم ، خودشان مدرک جرم در اختیارتان میگذارند ، همان طور که تا حالا گذاشته اند.
۲۲ بهمن ۲۲ بهمن روز ….
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۷:۳۵ ب.ظ
با سلام و عرض ارادت
فکر میکنید چرا تعداد زیادی از بیانیه ۱۷ آقای موسوی احساس نگرانی دارند، آیا ایشان نیازی به توضیح در این خصوص نمیبینند
آیا این ترس و نگرانی بیمورد است
اگر اینبار به نتیجه دلخواه نرسیم، خدا میدند چه به سر این ملک و ملت خواهند آورد
نفرین ابدی این ملت دامان سازش کاران را خواهد گرفت
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۷:۴۴ ب.ظ
سلام –
اینکه قیمت مسکن در زمان احمدی نژاد ۴ تا ۵ برابر شده جریانش چیه ؟
اینکه سالانه باید چند صد هزار تا مسکن ساخته شه تا بعد از چند سال همه صاحبخانه بشوند ، ولی ولی ولی بعد از ۴ سال ۲ یا ۳ هزار تا خونه مهر ساخته جریانش چیه ؟ علتش به بی کفایتی بر نمی گرده ، من فکر کنم تقصیر موسوی یا اسرائیل یا حتما یه علتی داره ولی من فکر نکنم به بی لیاقی ربطی داشته باشه.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۷:۴۹ ب.ظ
درود خدا بر انان که جز به رضای او و خلقش نمی اندیشند.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱۱:۱۶ ب.ظ
قصد داشتم یادداشت انتقادی نسبتا مفصلی بنویسم برای این نوشته دو جانبه!
اما با خواندن نظر دوست عزیزی که با نام «آقای فاتح ! شما هم ، کم باهوش نیستید .» یادداشت گذاشتهاند ، دیدم دوست دیگری سربسته تمام «کدها» را گرفته و حرف دل مرا زده حالا گیرم کمی در لفافهتر و سربستهتر.
این روزها از تاریخ گفتن و نوشتن فقط برای درس گرفتن ما شده گویا و نمیبینیم نشانههای آشکار بسیار بسیار چیزها را در حکومت و حاکمان و فقط درخواست داریم تا ما و آقای موسوی و موسویها درس تاریخشان را پس بدهند و … آقای فاتح از آقای موسوی میگوید یا بنام او؟؟ آقای فاتح خوب تاریخ را میبیند و درسهایش را یادآوری میکند اما عجیب است که امروز و این روزها را نمیتوانند خوب ببینند و تقسیم نقششان به کل غلط است.
به نظر خبرهایی است. زمزمههایش به گوش میرسد…سازش و پذیرش در برابر مراد و …سرنوشت این سرزمین و مردمانش بوده و هست.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۸ ۱۱:۵۶ ب.ظ
آقای فاتح خدانگهدارت باد .همیشه پشتیبان سبزها باش با قلم زیبایت
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۱۲:۱۰ ق.ظ
قصد داشتم یادداشت انتقادی نسبتا مفصلی بنویسم برای این نوشته دو جانبه!
اما با خواندن نظر دوست عزیزی که با نام «آقای فاتح ! شما هم ، کم باهوش نیستید .» یادداشت گذاشتهاند ، دیدم دوست دیگری سربسته تمام «کدها» را گرفته و حرف دل مرا زده حالا گیرم کمی در لفافهتر و سربستهتر.
این روزها از تاریخ گفتن و نوشتن فقط برای درس گرفتن ما شده گویا و نمیبینیم نشانههای آشکار بسیار بسیار چیزها را در حکومت و حاکمان و فقط درخواست داریم تا ما و آقای موسوی و موسویها درس تاریخشان را پس بدهند و … آقای فاتح از آقای موسوی میگوید یا بنام او؟؟ آقای فاتح خوب تاریخ را میبیند و درسهایش را یادآوری میکند اما عجیب است که امروز و این روزها را نمیتوانند خوب ببینند و تقسیم نقششان به کل غلط است.
به نظر خبرهایی است. زمزمههایش به گوش میرسد…سازش و پذیرش در برابر مراد و …سرنوشت این سرزمین و مردمانش بوده و هست.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۳:۳۱ ق.ظ
شما را به مقاله خانم سارا زرتشت ارجاع میدهم. خواسته اصلی این جنبش دموکراسی است و همین خواستهٔ صد ساله است که همهٔ ما را از هر فرهنگ و قوم و اندیشه و مذهب متحد میکند تا این مبارزهٔ بی خشونت را بر علیه استبداد پیش ببریم. اشاعهٔ تلقی خودی و غیر خودی نه تنها کمکی به ما نمیکند، بلکه میتواند باعث تشتّت جنبش شود. به خصوص که این مقاله به نوعی ادعا دارد که دربر دارنده نظرات آقای مهندس موسوی است. ( که بعید میدانم)
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۵:۰۵ ق.ظ
Hameye farmayeshate shoma matin va magabuland. amma aya chonin bohrani jaye paye hich lagzeshi az agaye musavi bar khod nadarad
yani dar mogabele 100 ha hezar eshtebah va zurguyi dolat hatta 1 eshtebah az agaye musavi sar nazade ast
man khod be agaye musavi ray dadeam va az zolmhayi ke be ishan va hamyan o mardome tarafdareshan raft deleman khunast
amma tamkine khasteye rahbar be ishan ejaze midad ta jonbesh ra benahve shayestetari baraye behbude ozae bad va pishborde ahdaf estefade konand
be nazare man be ishan kheyli feshar amade va hanuz tasallote kafi be omur nadarand va ella ingadr forsat be tarafe mogabel nemidadand
har che dirtar beshavad jobranash sakhttar ast
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۸:۲۵ ق.ظ
ممنون آقای حاجی از توضیحتان ،من هم موافقم که حتی برای منافع ملی خودمان هم که شده کمک به فلسطین و لبنان ضروری است و همینطور به دلایل انسانی البته به فلسطینیها چون شرایط در لبنان امروز با اول انقلاب کاملا فرق کرده ولی حالا با شرایط فعلی …نه …اول ایران! الان کار به جایی رسیده که لبنانیها هم از دخالتهای ایران در آرامش کشورشان راضی نیستند… الان بعضی دوستان اصلاح طلب هم طوری از جانب جنبش سبز از طرح این شعار اظهار ناراحتی میکنند که گویی توهین به مقدسات شده میگویند شعار ساختار شکنانه است !!کدام ساختار ؟فدا شدن برای ایران ساختار شکنانه است یا لبنان و غزه جزو مقدسات ما هستند ؟این شعار مردم است باور کنید…
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۱۱:۰۱ ق.ظ
در جواب احسان
برادر ارزشی عزیز
در تمام دنیا این یک شیوه و روش عادی قلمداد میشه
همه کاندیداها که بر اساس اسناد و اخبار و شرایط اجتماعی احتمال بالای پیروزی میدن قبل از شمارش آرا پیروزی خودشون رو اعلام میکنن و این بیشتر جنبه روحی روانی داره و یک حرکت تاکتیکی هست .
حالا من از شا میپرسم ، فک میکنین اگه آقا سید اعلام پیروزی نمیکردن هیچ اتفاقی نمی افتاد ؟ مگه آقایون نمیگن از قبل از انتخابات اومدن بحث تقلب رو مطرح کردن ؟ خب اگه اینطور بوده چرا نیومدن شفاف سازی کنن و راههایی رو برن که این شبهه بین مردم تقوی نشه ؟ چرا برعکس عمل کردن ؟ چرا سیستم پیامک قطع شد ؟ چرا اینترنت قطع شد ؟ چرا تهران تلفن ها قطع شد ؟ چرا تعداد زیادی رو گرفتن ؟ و هزاران هزار چرای دیگه . . .
اگه معقول فکر میکردن و وااااااااااقعا قصد تخریب و توطئه نداشتن چرا دست به کارهایی زدن که تازه شک ملت رو بدل به یقین کرد ؟
ممنون میشم جواب بدید
یا علی
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۱:۰۶ ب.ظ
من با آقای مهدی موافقم .چرا آقای موسوی در مورد ابهاماتی که در مورد بند اول بیانیه ایشان وجود دارد توضیح نمیدهند؟الان دارد تفسیرهای متعدد میشود خود این تفسیرها مردم را سر در گم کرده بالاخره این بندبه این معنی است که آقای موسوی این دولت را به رسمیت میشناسند یا نه ؟ مساله عقب نشینی یا سازش نیست مساله این است که حالا هر گروه و فرد به میل خود تفسیر میکنند و حتی بر سر این تفسیر دعوا میکنند .بماند که مردم یعنی پیکره اصلی جنبش چه نظری دارند ولی به هر حال ایشان به عنوان رهبر این جنبش شناخته شده اند من فکر میکنم منطقی است که اجازه بدهند مردم نظر واقعی ایشان را بدانند و بعد خودشان تصمیم بگیرند.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۲:۰۹ ب.ظ
اقای امیر رضا کی بود قبل از انتخابات توی زنو به رییس جمهور سوییس گفته بود به اوباما بگید تا من هستم مذاکره رو شروع کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بهتره یه ذره مطالعه کنی دوست من!
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۲:۱۸ ب.ظ
نظر ali رو بخونید. می دونم خودتونم این دروغا رو باور نمی کنید. همگی سرکارید. متاسفم براتون سبزیا
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۳:۲۰ ب.ظ
میخواهم در پاسخ عزیزانی که با حالت شکاک و معترض از آقای موسوی می خواهند بند اول بیانیه اش را تفسیر کند تا ببینیم مبادا سازش کرده یا نه! بگویم:
عزیزان! ما باید اول تکلیفمان را با آقای موسوی مشخص کنیم؟ آیا ایشان رهبر ماست؟ تا جایی که من می دانم در معنای “رهبر” یک لزوم اطاعت و پیروی “رهرو” موجود است. اگر ایشان رهبر جنبش سبز باشد یعنی ما خودمان ایشان را به رهبری انتخاب کرده باشیم باید به فکر “اطاعت” باشیم.
رهبر یک گروه می تواند و باید در مسائل با مشاورینی مشورت کند اما بعد از مشورت ، خودش باید تصمیم بگیرد و برای “رهروان” آن رهبر شایسته نیست به او اعتراض کنند.
- و یا اینکه ما ایشان را بعنوان “فردی از اعضای جنبش سبز” میدانیم البته یک فرد محترم و معقول که بعنوان مسئول امور اجرایی کشور توسط ملت انتخاب شد.
در این صورت ما باید بدانیم از ایشان چه توقعی داریم؟ و خودمان متقابلن چه برخوردی نسبت به ایشان داریم.
در این جنبش نوپای فراگیر تفکرات بسیار متفاوتی بروز کرده اند. آقای موسوی بنظر من یکی از نمادهای یکی از بخشهای این جنبش است. و فکر می کنم لازم است درباره چنین مسائل بنیادی ای همه مردم فکر و مشورت کنند.
جنبش سبز باید از ابعاد احساسی خارج و وارد بحثهای اجتماعی شود.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۷:۵۸ ب.ظ
به خدا سوگند اگر حقیقت غیر از این چیزی باشد که ما میدانیم، ما نیز سکوت نخواهیم کرد تا آخرین قطره خون، اما دریغ ا از دلیل متقن و مستندات روشن، ابتدا گفت شد تقلب ولی بدون دلیل، سپس تخلف بدون اثبات، بعد ابهام در انتخابات بدون شاهد و … اینگونه داستان رقم خورد تا حماسهای با شکوه تبدیل به لحظات و صحنههای تأسف بار شود. چرا چون قانون و ضابطه به کنار رفت و بی تدبیری و خود محوری جایگزین شد.
اما ما اسیر این بازی نخواهیم شد چون ما آگاهیم.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۱۰:۱۳ ب.ظ
عالی بود.ولی ای کاش میشد مردم از رسانه به ظاهر ملی یا روزنامه ها این اطلاعات رو دریافت کنن یا حداقل از یک سایتی که فیلتر نباشد!در عجبم از دوستانی که همین جا نظر گذاشته اند و از دولت حمایت کرده اند و خود را اهل فکر و بینش میدانند و لحظه ای از خود نمی پرسند اگر آنان برحقند و حق می گویند چرا به دیگران هم این حق را نمی دهند که حرفشان را بزنند. چرا از صدا و سیما نمی خواهند که آقای موسوی دعوت شود و به ابهامات پاسخ گوید مگر نه اینکه می خواهید فضا شفاف شود؟ چرا حداقل امکان ارتباطی یعنی سایت ایشان فیلتر شده است؟! اگر این ظلم و دیکتاتوری نیست پس چیست؟
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۱۰:۱۳ ب.ظ
درود به تمام کسانی که جانشان را در این راه فدا کردند یا اینکه در زندان هستند وقتی به اونا فکر میکنم میفهمم که هنوز آدمای با غیرت در کشورمان هست زنده باد ایران و ایرانی . هر چی زمان جلوتر میره به این افراد اضافه میشه
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۲۹ ۱۰:۴۴ ب.ظ
سلام و باتشکر
چون من فکر میکنم هرچیزی ریشه وآغازی داره این سوال رو پرسیدم وبه نظرمن دریک دیدگاه سطحی اعتراضات ار اینجا شروع شد
مشکل اینجاست الان تواین مملکت ما هرکی ازاحمدی نژادانتقادکنه میگن اونطرفیه هرکی از مهندس موسوی انتقاد کنه میگن اونوری
بابا یکی نیست بگه هردو طرف اشتباه کردن که به اینجارسیدیم چون از اعتدال خارج شدن بیایید ازکسی طرفداری نکنیم
بیایید ازقانون طرفداری کنیم مثل یک شهروند توسعه یافته( ازلحاظ فکروعلم) چون وقتی کسی فراقانون میشه فرقی نداره که کی باشه مهم اینه که حاصل کارش هرج ومرج است مشکل مملکت ما افراد نیستند رویه بی قانونیه
بدترین قانون ازبی قانونی بهتره
به امید ایرانی پیشرفته وبدور ازجهل ویکسونگری
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۳۰ ۱۲:۵۸ ق.ظ
خدا را همیشه شکر کرم به خاطر این که اگر کسی مخالف با اسلام و نظام به جای میر حسین بود چیزی از این نظام نمانده بود
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۳۰ ۹:۱۸ ق.ظ
احسان عزیز
صحبت تو با این فرضه که تقلبی نشده ، اما اگر موسوی به این رسیده بود که تقلب شده وظیفه اش بود که بیان کنه در این بیان کردن – حتا اگر فکرسون اشتباه هم بود – خطایی نیست بله اگر مطبوعات واقعن آزاد بودن و صدا و سیما واقعن ملی بود این ایراد به موسوی وارد بود که چرا به جای استفاده از این فضاها به خیابون اومد اما میدانم و میدانی که آزاد نبود. صحبت
سر اینه که برخورد با این بیان عقیده به گونه ای شد که معلوم شد استبداد تا چه حده. معلوم شد دینداری و آزادگی و صداقت حکومت در چه حدیه… آقای خامنه ای درست گفتند که تا زمانی که خوارج دست به شمشیر نبردند علی فقط گفتگو کرد حتی نگذشت اصحاب اونا رو از مسجد بیرون کنند اما کسی اجازه حرف زدن میده که باور داره بر حقه و حرف حق در مقابل باطل خود به خود پیروزه و نیازی به زور نیست مگر این که باطل از حرف بگذره و شمشیر به دست بگیره که حق هم مقابله میکنه اما ببین که اتهامه همه کسایی که تو زندان هستن فقط حرف زدنه حرفایی که به مذاق حکومت خوش نیومده و واکنش حکومت به حرف زدن میزان حقانیتش رو وشان کرده… آقای خامنه ای درست گفتند باید شفاف بگیم نظرمون رو … از جمله بگیم در مورد آزادی بیان تجمع بی اسلحه در مورد کشتن آدمها در زندان و دروغ گفتن درباره اون (مننژیت و …) درباره دروغ گفتن در مورد میزنه منتقدین (فیلمهای صدا و سیما در مورد تظاهرات ۲ شنبه بعد از انتخابات) …. چی فکر میکنیم … اینقدر خلافه انسانیت و دین و صداقت رفتار شد که باور اصلاح پذیری حکومت تقریبا ناممکن شده …
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۳۰ ۱۱:۲۸ ق.ظ
سلام تاقبل بیانیه هفده فکرمیکردم موسوی برای رضای خداتلاش میکنه اماخیلی دلم شکست وقتی دیدم بامرگ خواهرزادش چقدرخودشون روتحویل گرفتن والبته ترسیدن وازحقی که متعلق به مردم بود کوتاه اومدن بیچاره کسانی که خونش به ناحق ریخته شدوازاین حوادث صدمه دیدن بیچاره زندانیان سیاسی بیچاره ماکه شب و روز بازی خوردیم حالا دلیل سکوت مراجع رومیفهمم فقط خدایا ازتومیخوام که بیجواب نذاری این همه ظلم و ریارو موسوی تواگه واقعافقط ازخدامیترسی پس چرادولت احمدی نزاد رو به رسمیت شناختی خدایایعنی این کشته هابهخاطرجهلشون جونشون روبه خطر انداختن میترسم اون دنیاتوهم اونا رو مقصر بدونی
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۳۰ ۵:۱۵ ب.ظ
به امید روزی که حق جویان و خدا پرستان واقعی بر دروغگویان و جاهلین قدرت طلب پیروز گردند ، که آن روز نزدیک است .
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۳۰ ۵:۵۱ ب.ظ
بند اول بیانیه هفدهم:
نمی دونم چرا بعضی از دوستان بند اول بیانیه رو به معنای قبول دولت معنی می کنن! بابا، این بند در قدم اول داره میگه همین دولت متقلب سرکار هم باید بالاخره پاسخگوی کاراش باشه. حالا رای آورده یا نیاورده، دلیل نمیشه که مجلس و قوه قضاییه چشماشون رو ببندن و هر کاری این دولت دلش خواست انجام بده و همه هم سکوت کنند.
در قدم دوم، خواسته مطرح در همین بند اینه که اگه دولت جوابی برای کارایی که داره می کنه نداره، مجلس باید رای عدم اعتماد بده و از کار برکنارش کنه. یعنی این بند جزو لازم بیانیه هست برای تحقق بندهای بعدی.
خیلی ساده شدش این میشه که این دولت کفایت نداره برای اداره مملکت و در اوضاع بعد از انتخابات هم مقصره، در نتیجه مجلس باید دولت رو بازخواست کنه و در نهایت دولت عزل بشه. بندهای بعدی هم گفته که قانون انتخابات باید اصلاح بشهتاو اعتماد مردم برای شرکت در انتخابات برگرده.
به نظرم که بیانیه معرکه هست و نباید ما تفسیر مورد علاقه حاکمیت از بیانیه رو برای خودمون بکنیم. حاکمیت دوست داره که معنی بند اول رو پذیرش دولت جا بزنه، ولی واقعیت به نظر من همون چیزیه که بالا گفتم.
امید که ایران رو سبز و آباد ببینیم
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۳۰ ۶:۳۴ ب.ظ
سلام اولین کلمه شاید خونده نشه ولی من خوندم نمی گم گریه کردم چون وقت گریه نیستش .اقای فاتح همراهی میرحسین بودن یعنی ابولفضل بودن مطلق افتخار می کنم که به میرحسین و ۱۰۰۰۰ البته به یارانش اعتماد کردم .سحرم
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۳۰ ۹:۳۸ ب.ظ
خطاب به آقا یا خانم از همه بریده. دوتا احتمال هست یکی اینکه شما اصلا با ما نیستی و با این نظرت میخوای بگی طرفدارای موسوی ازش روبرگردوندن. احتمال دومی هم اینه که از عقلتون درست استفاده نکردین. آخه موسوی کجا خودشو تحویل گرفت؟ این که حاضر نشد برای خواهرزادش یه مجلس ختم ساده بگیره تحویل گرفتنه؟؟ به هر حال نمیتونست که جنازشو هول هولکی بندازه تو قبر و والسلام همه چی تموم شد! لطف کنید بیانیه رو دوباره مرور کنید. برداشت کاربر محترم مجتبی از بیانیه کاملا به جا و درست هست به نظر من. حالا اگه شما از خدا خواسته میخوای از جنبش سبز بکشی کنار و قاتی نون به نرخ روز خورهای دولت بشی مختاری.
0
0
۱۳۸۸/۱۰/۳۰ ۹:۳۹ ب.ظ
شاید کار ما درست کردن دنیا نباشد شاید امتحان بزرگ ما از دست ندادن توکل و ادب ما در طوفان بلا باشد
0
0
۱۳۸۸/۱۱/۰۱ ۲:۰۶ ق.ظ
بابا شمارا به خدابس کنید یکی شما میگین یکی اونا وحدت زیرسایه ولایت فقیه همه چیز راحل میکند .
0
0
۱۳۸۸/۱۱/۰۱ ۱۰:۵۲ ق.ظ
با سلام خدمت ملت بزرگوار و همیشه سبز اندیش ایران
حال که به لطف پایداری شما بزرگواران وخون پاک شهیدانمان در راه اعتلای ایران در تاریخ ۲۰۰ساله مبارزه با استعمار واستبداد دیکتاتوری به پیروزی هایی رسیده ایم و{انشاا…به پیروزی های بزرگتری خواهیم رسید}این حقیر از شما بزرگواران درخواست میکند بیاییم شعارهایمان را بر محور مطالبتمان تنظیم کنیم وتا نهادینه شدن انها پایداری کنیم اما بدون خشونت وداشتن صبر
از جمله:
آزادی رسانه آزادی انتخابات حق مسلم ماست
زندانی سیاسی آزاد باید گردد
تجمع صلح آمیز حق مسلم ماست
نفی خشونت.نفی لباس شخصی هاو…………
و{بر محور شعار (رفراندوم)تمرکز کنیم} ونیز {شعارهای اقتصادی هم بدهیم}
وموارد دیگر که براساس بیانیه های اخیر ومطالبات وایتکارات واقعی ملت سبز اندیش مسلمان ایران میتواند شکل بگیرد.واز این به بعد برای اثر گذاری بهتر ونتیجه گیری بهتر وسریعتر {نا فرمانی (های)مدنی} را یاد بگیریم وانجام دهیم با صبر حوصله و امید
وبه قولی جنبش سبز رابا صبر و امید زندگی کنیم که
به امید خدا و همبستگی جنبش سبز ما پیروز خواهیم بود
0
0
۱۳۸۸/۱۱/۰۱ ۲:۴۵ ب.ظ
درود بر شهید زنده مهندس میرحسین موسوی
0
0
۱۳۸۸/۱۱/۰۱ ۳:۱۰ ب.ظ
به امید روزی که حق جویان و خدا پرستان واقعی بر دروغگویان و جاهلین قدرت طلب پیروز گردند ، که آن روز نزدیک است
0
0
۱۳۸۸/۱۱/۰۲ ۵:۳۱ ب.ظ
میشه مصصصصصرانه یه تقاضا کنم؟
میخواستم بخشهای مرتبط با تاکید بر استقلال جنبش سبز از بیگانگان و تاکید بر اسلامیت و جمهوریت را از همه بیانیه های مهندس موسوی های لایت کرده و بعنوان گزارش در سایت قرار دهید مگر اینکه آنها که هنوز موضع شفاف ما را درک نکرده اند اینبار گوشهایشان باز شود؟ هرچند بیانیه های ایشان سراسر اینچنین بود ولی گزیده ای از آن که حاکی این موارد است، برای خصوصا مسئولینی که نمیفهمند و چشمها و گوشها را بسته اند روز را شب میبینند مفید فایده باشد.
ضمنا از دوستان بزرگوار دیگر میخواهم درصورت آماده شدن این گزارش آن را پوشش مناسبی دهند تا در سایتهای خبری هم قرار گیرد.
سپاسگزارم
0
0
۱۳۸۸/۱۱/۰۳ ۱۰:۱۳ ق.ظ
ALI BOOD
0
0
۱۳۸۸/۱۱/۰۸ ۱۰:۲۵ ق.ظ
سلام
خواهشا بگویید کجا می شود میر حسین عزیز را ببینیم؟
تا حد اقل برویم او را از دور ببینیم تا کمی آرام شویم.
0
0
۱۳۸۸/۱۱/۰۹ ۹:۵۰ ب.ظ