در آخرین روزهای مرداد ماه در سنگین ترین شبها و روزهای بازجویی در حالی که خسته و در خود فرو رفته بودم سلول کناریم خالی شد و ناگهان صدای گرم و آشنایی تمام حجم انفرادی را روشن کرد. صدای مهربان و همیشه امید بخش مهندس بهزاد نبوی در سالن پیچید که با انرژی و امید همسایه من می شد.
کلمه: سعید شریعتی که به تازگی از زندان آزاد شده است، با اشاره به حضور ۱۰روزه بهزاد نبوی در سلول مجاور خود، غزل ترانهای را که در همان زمان در سلولی در زندان اوین برای چریک پیر سروده بود را در صفحه شخصی خود در فیس بوک منتشر کرد.
به گزارش کلمه، شریعتی نوشت: در آخرین روزهای مرداد ماه در سنگین ترین شبها و روزهای بازجویی در حالی که خسته و در خود فرو رفته بودم سلول کناریم خالی شد و ناگهان صدای گرم و آشنایی تمام حجم انفرادی را روشن کرد. صدای مهربان و همیشه امید بخش مهندس بهزاد نبوی در سالن پیچید که با انرژی و امید همسایه من می شد.
از آن روز حدود ده روز با هم همسایه بودیم و صدای دعا خواندن و نماز خواندن او عطر ایمان و استقامت را در محیط می پراکند. واقعا نمیدانید که وقتی از ساعت چهار بعد از ظهر شروع میکرد و نزدیک به هزار بار واژه به واژه و با تأنی روی هر لغت می خواند «امن-یجیب-المضطر-اذا-دعاه- ویکشف- السوء» چه شکوه و شیرینی به آن محیط تلخ می بخشید.
و آنگاه که نماز می خواند و در ابتدای سوره حمد، الرحمن الرحیم و مالک یوم الدین را با حالت خطاب میخواند و پس از آن ایاک نعبد و ایاک نستعین را زمزمه میکرد، واقعا نمی دانم چندین بار ابهت این همسخنی با خدای مهربان دلم را لرزاند و اشکانم را جاری کرد.
این غزل ترانه را در همان روزها برای او پیرمرد جوان دل و مقاوم تاریخ سیاسی ایران سرودم. زنده باشی مهندس، سالم و پر امید و برقرار.
مرد استوار
مثل کوه استوار مثل رود پر نشید
همچو قله سربلند چون سپیده پر امید
ایستاده چون ستیغ در برابر گزند
چهره ای پر از نشاط سینه ای پر از امید
مظهر صلابت و اسوه مجاهدین
یادگاری از هزار مرد مثل خود شهید
کاش مثل او یکی مرد پای کار بود
کاش مثل او یکی بی شماره میدوید
لحن دلنشین او آیه های نور را
در وجود خسته ام مثل روح می دمید
در میان سوره ها انشراح بود و فتح
در طنین محکمش آیه هایی از حدید
پشت میله های سرد خسته بودم از هوا
دل گرفته از از زمین ناتوان و نا امید
ناگهان برای من لحن گرم پیرمرد
پشت درب آهنین همچو نعمتی رسید
بادهای سرد و گرم در پی وزیدنند
آه ای مسافران با کدام میروید؟
با کدام می روید لیک نیک بنگرید
مرد استوار کیست با که دست میدهید؟
سی و یکم مرداد ۱۳۸۸ انفرادی ۲ –الف بازداشتگاه ۳۲۵ اوین
آذر ۹م, ۱۳۸۸ at ۷:۰۵ ب.ظ
درود بر مجاهدان راه آزادی …..
آذر ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۶ ق.ظ
درود بر همه شما عزیزان