hidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خاطراتی جالب از شیوه زندگی شهید بهشتی...

خاطراتی جالب از شیوه زندگی شهید بهشتی

چکیده : بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.


کلمه: سایت تابناک در مطلبی با تیتر«از پلکان حرام نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید» که از کتاب صد دقیقه تا بهشت در وبلاگ کشکول نقل شده خاطراتی از شیوه زندگی شهید بهشتی را نقل کرده است:

طلبه جوان هر روز می‌رفت دبیرستانها درس انگلیسی می‌داد. پولش هم می‌شد مایه امرار معاش. می‌گفت اینطوری استقلالم بیشتره، نواقص حوزه رو بهتر می‌فهمم و با شجاعت بیشتری می‌تونم نقد کنم. بهشتی تا آخر هم با حقوق بازنشستگی آموزش و پرورش زندگی می‌کرد.

***

از بهشتی پرسید؛ روحانی هم می‌تونه تو شورای شهر بره؟ گفت: روحانی همه جا می‌تونه بره به شرط اینکه علم اون رو داشته باشد نه اینکه تکیه‌اش به علوم حوزوی باشه.

گفت: صرف روحانی بودن به فرد صلاحیت ورود به هر کاری رو نمی‌ده.

***

صبح بود، یه اتوبوس آدم پیاده شدند جلوی خونه بهشتی. یه نگاهی و براندازی کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. نگو دعوا شده بود، یکی گفته بود خونه بهشتی کاخه. یکی دیگه گفته بودند هشت طبقه است. راننده بهشتی‌شناس بود. همه رو آورده بود دم خونه گفته بود حالا ببینید و قضاوت کنید.

***

بنی‌صدر که فرار کرد زنش رو گرفتند. زنگ زد که زن بنی‌صدر تخلفی نکرده باید زود آزاد بشه. آزادش نکردند. گفت با اختیارات خودم آزادش می‌کنم. بهشتی می‌گفت: هر یک ثانیه که در زندان باشه گناهش گردن جمهوری اسلامیه.

***

به جمع رو کرد و گفت: قدرت اجرایی و مدیریتی رجوی به درد نخست‌وزیری می‌خوره. حیف که التقاط و نفاق داره، اگر نداشت مناسب بود.

تو بدترین حالت هم، انگشت می‌گذاشت روی نکات مثبت.

***

الآن بهترین موقعیته، برای کمک به پیروزی انقلاب هم هست! نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ١۵خرداد رو بالا می‌گیم، خیلی بالا، این ننگ به رژیم هم می‌چسبه!

بهشتی بدون تعلل گفت: با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کنه نه دروغ!

***

بهشتی اسم جوان رو داده بود برای شورای صدا و سیما. گفته بودند ولی این مخالف شماست، کلی علیه شما دنبال سند بوده! گفت: او جویاست و کنجکاو. چه اشکالی دارد که سندی پیدا کند و مردم رو آگاه کند.

***

همه جمع شده بودند برای جلسه. باهنر رو فرستاده بودند که بهشتی رو بیاره. اومده بود که آماده شید بریم؛ همه منتظر شمایند. بهشتی عذر خواسته بود. گفته بود جمعه متعلق به خانواده است، قرار است برویم گردش.

اخم باهنر رو که دید گفت: بچه‌ها منتظرند، سلام برسونید، بگید فردا در خدمتم.

***

به قاضی دادگاه نامه زده بود که: «شنیدم وقتی به مأموریت می‌روی ساک خود را به همراهت می‌دهی. این نشانه تکبر است که حاضری دیگران را خفیف کنی.»

قاضی رو توبیخ کرده بود. حساس بود، مخصوصاً به رفتار قضات…

***

مترجم ترجمه کرد؛ «هیأت کوبایی می‌خواهند با شما عکس یادگاری بگیرند». همه ایستاده بودند تو کادر جز مترجم! پرسید مگه شما نمی‌آیی؟ گفت: همه می‌دونند من توده‌ایم، برای شما بد می‌شود. خندید؛ باید شما هم باشید، دقیقاً کنار من! کادر کامل شد.

***

گفتند حالا که «مرگ بر شاه» همه‌گیر شده؛ شعار جدید بدیم. «شاه زنازاده است، خمینی آزاده است». آشفته شده‌بود. گفت: رضاخان ازدواج کرده، این شعار حرام است. از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.

***

رفته بودند سخنرانی، منافقین هم آدم آورده‌بودند. جا نبود. بیرون شعار می‌دادند. آخر سر گفتند، حاج آقا از در پشتی بفرمایید که به خلقیها نخورید. گفت: این همه راه آمده‌اند علیه من شعار بدهند. بگذارید چند «مرگ بر بهشتی» هم در حضور من بگویند. از همان در اصلی رفت…

***

با بی‌ادبی بلند شد به توهین کردن به شریعتی. بهشتی سرخ شد و گفت: حق نداری راجع به یک مسلمان اینطور حرف بزنی.

هول شدند و چند نفر حرف تو حرف آوردند که یعنی بگذریم. گفت: شریعتی که جای خود! غیر مسلمان را هم نباید با بی‌ادبی مورد انتقاد قرار بدیم.

***

اومده بودند در خانه بهشتی که یک مقام سیاسی خارجی می‌خواهد شما را ببیند. گفت: قراره به فرزندم دیکته بگویم. جمعه‌ام متعلق به خانواده است.

نرفته بود. «بابا آب داد». بنویس پسر بابا!

  • مهدیه

    سلام فکر می کنم بزرگانی چون آقای شهید بهشتی با رفتار خود به ما درس دادند حال این ما که دیگر عذری هم نداریم و فقط به فکر اثبات خود هستیم به هر قیمتی نه شناساندن اسلام چون اساسا آن را نمی شناسیم . آنقدر غرق مادیات و مقام شده ایم که وقت این کارها ی غیر مهم را نداریم!!!!!

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۰۸/۲۲ ۱۲:۰۶ ق.ظ  

  • رضاسعیدی

    ای کاش سیرهء زندگی شهید بهشتی را این ……….،به ظاهر پر مدعا می خواندند. اما صد افسوس که قدرت طلبی و کوته فکری آنها مجال نمی دهد.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۰۸/۲۲ ۴:۵۸ ق.ظ  

  • MT

    نمی دانم چرا اکثر این انسانهای واقعا متدین و به خصوص چنین روحانیون روشنفکری این قدر زود از میان ما رفتند و یا شهید شدند؟

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۰۸/۲۲ ۱۰:۳۷ ق.ظ  

  • زهرا

    چه خوب بلد بودند گلچین کنند چه بد حفظ کردیم گلهای بهشتمون را .بهشتی که نباشد جهنمی وارد می شود
    افسوس افسوس افسوس

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۰۸/۲۲ ۱۲:۲۰ ب.ظ  

  • ,

    سایت میرحسین بهتر از این نمیشه دیگه… اگه راست میگی بگو چرا میگفتن مرگ بر بهشتی.

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۰۸/۲۲ ۴:۲۷ ب.ظ  

  • صادق

    درود بر این شهید بزرگ وار
    چطور یک روحانی چند دهه قبل افکاری برای ۲۰سال بعد دارد
    و روحانیی دیگر امروز افکار پنج قرن پیش

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۰۸/۲۳ ۱:۰۷ ب.ظ  

  • bahram

    سلام نمی دونم آیا من نمی فهمم یا شما آره
    بابا دو تا از این کتابا که توش پر از اینهمه ارشاد هست زحمت بکشید از طرف ………
    بخرید و بعنوان هدیه یکی به دفتر رئیس دولت دهم و…. بفرستید شاید
    تاثیر کنه. آره

    0 Thumb up 0Thumb down ۱۳۸۸/۰۸/۲۳ ۱:۲۹ ب.ظ